دواى حادّ كه مسقط بواسير است و مستعمل در ثؤلول و لحم زائد : زرنيخ ، نوشادر ، ذراريح ، نوره بالسّويه با آب جوشيده ، سرشته اقراص سازد و خشك در وقت احتياج سحق كرده ، ذرور كنند .
هرگاه اراده شود بر بواسير استعمال دواى حادّ به كار برند « 123 » ، بايد انزروت را در آب خمير كرد و بر حوالى لطوخ كرد ، بعد از آن دواى حادّ به كار برند تا جزو صحيح ايمن باشد از فساد . و صموغات ديگر نيز اين صلاحيّت دارد .
مرهمى ديگر مصلح بعد از سقوط [ بواسير ] ، خواه به قطع ، خواه به دواى حادّ : زردچوبهء مسحوق منخول با زردهء تخممرغ و مغز آلوى زرد ، كوفته مثل خمير شود پس به روغن زيت مرهم سازد .
طلاى نافع : بگذارد موم زرد در روغن خيرى يا روغن سوسن و بپاشد بر آن كتيراى مسحوق و در هاون چندان بمالد كه مجتمع شوند .
آبزن از آبى كه در آن حاج - كه خارشتر گويند - جوشيده ، مصلح بواسير و درد و باد اوست .
شياف نافع ناصور : كندر ، دم الاخوين ، گلنار ، مازو ، سرمه ، افيون با آب خرنوب شياف سازد ، وقت خواب بردارد .
[ علاج نواصير منقول از قرابادين سرابيون ]
ايضا من قرابادين سرابيون منقول است جهت تجفيف رطوبات نواصير و تسكين وجع آن بگيرد هليلهء اسود مقلىّ به زيت را پنج درم ، كهربا يك درم ، مازوى سبز يك درم ، مقل پنج درم در آب كراث حلّ ساخته ، با ساير ادويه بعد از سحق خمير كرده و حبّ سازد ؛ شربتى دو درم .
و حبّ مقل - كه زاج دارد - نيز در اين باب نافع است : هليله ، بليله ، آمله هر كدام دو درم ، زاج يك درم ، مقل پنج درم در آب كند تا حلّ كنند و حبّ سازند .
[ تبصره در خروج مقعدهء اطفال ]
تبصره : گاه واقع مىشود اطفال را خروج مقعده و نتوء از جهت استرخاء و ضعف عضل ماسكهء آن به واسطهء كثرت رطوبات . و امّا در غير اطفال مىباشد يا به واسطهء ورم يا به واسطهء خلط حارّى كه مىگزد مقعده را ، پس هيجان مىكند به خروج .
علاج آن به ذرورات مذكوره است :
دواى نافع خروج مقعده : برگ مورد ، مازو ، گل سرخ ، پوست انار ، گلنار بكوبند بعد از آنكه مقعده را به روغن گل چرب كنند ، بپاشند و درون كنند .
هامش
( 123 ) . يا استعمال يا به كار برند را بايد از اين جمله حذف كرد و به يكى از اين دو صورت نوشت :
هرگاه اراده شود بر بواسير استعمال دواى حادّ ، بايد انزروت را در آب خمير كرد . . . يا : هرگاه اراده شود بر بواسير دواى حادّ به كار برند ، بايد انزروت را در آب خمير كرد . . .
مصدر استعمال به كار بردن بىمعنى است و در زبان فارسى وجود ندارد .