*
فى تدبير امراض الكبد
سوء مزاج كبد به چندين جهت واقع مىشود . سزاوار است اشخاص صحيح المزاج را كه اگر احساس كنند مرضى در كبد از علامات و يا آنكه طبيب - كه حافظ صحّت مزاج است - تشخيص فرمايد كه سوء مزاجى بالفعل كاين در كبد است ، به تدابير ادويه و اغذيه رفع علّت نمايد .
طبيب بايد اوّلا و بالذّات تشخيص دهد كه كدام يك از اخلاط سبب شده كه حالت اصليّهء كبد را مختلف ساخته .
از آنجايى كه امراض كبد لازم دارد فساد لون را ، پس :
[ تشخيص امراض كبد از فساد لون ]
هرگاه لون مايل به صفرت بود سوء مزاج از حرارت و يبوست باشد ؛ و هرگاه حرارت غالب بر يبوست بود با صفرت ، سواد بود . هرگاه يبوست بر حرارت غالب بود ، صفرت مايل به خضرت است .
و هرگاه سوء مزاج از حرارت و رطوبت است رنگ با حمرت و تهبّج است .
و اگر از برودت و يبوست باشد به سياهى گرايد .
و اگر از برودت و رطوبت باشد رنگ به سفيدى زند ؛ پس اگر رطوبت غالب است مايل به صفرت است ، و اگر برودت ، مايل به خضرت است .
[ تشخيص امراض كبد از براز ]
و ديگر از علامات كه توان تشخيص سوء مزاج نمود ، آن است كه صاحب سوء مزاج بارد كبد را ، براز شبيه به غسالهء لحم است و صاحب سوء مزاج حارّ را براز اوّل شبيه به دم مائى ، پس غليظ و سياه بود .
امّا سوء مزاج بارد را در ابتدا شهوت [ طعام ] هست و بعد از چندى ساقط مىشود ، و سوء مزاج حارّ را عدم شهوت [ طعام ] ، و شدّت عطش ، و قى لازمه است .
علامت ديگر : هرگاه سوء مزاج كبد از حرارت است براز محترق دفع شود ، و اگر از برودت است ، غير نضيج ، و اگر از يبوست است ، غليظ و خشك [ دفع شود ] ، و اگر از رطوبت است مائى و با عدم هضم و نضج است .
[ فرق ميان سدّه و ورم كبد ]
و فرق ميان سدّه و ورم كبد بدان است كه در سدّه وجعى نيست و در ورم وجع است ، ولى در سدّى ثقل بيشتر است .
امّا حمرت ، و سواد زبان ، و قلّت شهوت ، و كثرت عطش ، و تب لازم ، و قى صفراوى از لوازم ورم حارّ كبد است .