و سيّوم خونى شبيه به دردى دم كه عكر الدّم گويند يعنى سوداوى و سياه . و اين سه صنف از خون دفعتا استفراغ مىشود ؛
و صنف چهارم از قروح امعاء بود كه اندك اندك دفع مىشود ، گاهى خون محض و گاهى با قشور و اجسام غشائيه .
سفوف نافع است اسهال دم را : گل ارمنى ، طباشير ، صمغ عربى بوداده ، حبّ الآس هر يك پنج مثقال ، دم الاخوين ، كندر هر كدام يك مثقال ؛ شربتى دو مثقال با شربت حبّ الآس بنوشند .
و حقير خود استعمال آب برگ خنك « 89 » را با صمغ عربى سردارو كرده در كلّ اسهال دموى اعمّ از آنكه كبدى يا معدى يا معوى بوده مفيد يافتهام ، ولى دستور اطبّاء در دواى ممدوح در علل كبد ، ادويهاى است كه اخذ شود از طيوف « 90 » و افاويه كه مفتّح سدد و منقّى مسام و مدرّ بول باشد و مليّن ورم چون مقل ، و با اين اوصاف مقوّى جوهر كبد و غاذى نيز بود مثل مويز . پس اگر در ادويهء بدين اوصاف ، افيون نيز باشد صلاحيّت دارد جميع علل كبد ، حارّه و بارده را ، مثل فلونيا .
[ نكته در ضمادات اورام كبد ]
نكته : ضمادات اورام كبد سزاوار است كه قابض باشد و در محلّله اسراف نكنند ، بلكه مخلوط كنند به آن مليّنه ، تا به سرعت تحليل ندهد و باقى صلب نشود .
ضماد نافع ورم صلب : اشق ده درم ، مقل دو درم ، زعفران و مرّ هر يك سه درم ، قيروطى كه از موم و روغن حنا ترتيب داده باشند . ادويه را كوفته با روغن مذكور مرتب كرده استعمال نمايند .
امّا ضمادات كه نافع ضعف باشد ، اطراف اشجار قابضه است مثل ضماد صندلين و غيره .
مصلح ورم محدّب كبد ، ماء الشّعير است و ادويهاى كه به اعتدال ادرار كند مثل طبيخ كرفس و آب كاسنى و تاجريزى و كاكنج . و بعد از چندى كه در ورم نضج ظاهر شود ، ادويهاى كه قوى الادرار باشد مثل اسارون و سنبل و فوّه و مرّ و فقاح اذخر و غافث و امثالها .
هامش
( 89 ) . كتابت اين واژه آن را خسك يا حسك مىنماياند . با توجّه به اينكه از افعال و خواص خسك ( همان حسك يا خارخسك ) چنان كاربردى بر نمىآمد ، با جستوجو در كتب مفردات ، سرانجام در تحفهء حكيم مؤمن و مخزن الادويه آشكار شد كه اين واژه بايد خنك باشد ، نه حسك يا خسك . بر پايهء كتابهاى ياد شده خنك اسم فارسى لسان الحمل ( بارتنگ ) است . فاش است كه افعال و خواص بارتنگ با آنچه در اين نسخه براى درمان اسهال دموى بيان شده ، هماهنگ و سازگار است .
( 90 ) . طيوف نمىتواند درست باشد و بايست آن را از خطاهاى كاتب دانست . ترديدى نيست كه طيوب صحيح است . در اينجا افاويه و طيوب هر دو به معنى عطريّات و داروهاى معطّر خوشبو هستند .