تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨

در لاهيجان

از قديمترين محافل فرهنگى لاهيجان ، انجمن ادبى و تآترى همت بود . جم - خو دربارهء تأسيس اين انجمن مىنويسد : « در سال 1296 خورشيدى موقعى كه معلم مدرسه حقيقت بودم با آقايان ماطاووس ، فردوسى ، مهدى لاهيجانى و عده ديگرى كه نامشان به خاطرم نمانده و همه اهل ذوق و جوان و روشنفكر و ترقىخواه بودند ، توفيق يافتيم نمايشنامه تاجر بوالهوس را نمايش بدهيم . در آن زمان سنى در لاهيجان وجود نداشت ، ميز و نيمكتهاى معدود كلاسها را به حياط آورديم و با چيدن كنار هم رويشان را با چند اصله تخته فرش كرديم و طرفين آن را با پرده ديوار كرديم . . . استقبال از تاجر بوالهوس ما را در حاضر كردن نمايشات ديگر تهييج نمود . بلافاصله بعد از آن نمايشنامه‌هاى معلم بىسواد و سالوس را به روى سن برديم . . . اين گروه نمايشنامه سالوس را در انزلى نيز اجرا كرد . » « 66 »

در فومن

فومن در قلمرو هنرهاى نمايشى سابقه‌اى طولانى دارد ولى چون پژوهشهاى دقيقى در اين زمينه صورت نگرفته است ما از اختصاصات بازيهاى نمايشى اين منطقه بىخبر هستيم . تآتر به شيوه نو در فومن تا آنجا كه اسناد نشان مىدهد ، از سالهاى 1320 به بعد شروع به رشد كرد . در اين مورد ، پاى صحبت مردى بىنام مىنشينيم كه برف زمانه ، سپيدى عبرت‌آموز زمان را ، بر سرش نشانده است . « از سالهاى 1320 به بعد ، تآتر هم در فومن همراه با ديگر جريانهاى فرهنگى شكل تازه‌اى گرفت و گروهى به صورت منسجم در تالارى كه محل فعلى شهربانى فومن است ، كارهائى را به صحنه بردند . در آن گروه از افرادى كه به خاطر دارم مرحوم اقوان دوست و على نيك‌دل بودند . اين گروه بعد از مدتى از هم پاشيد و ديگر تآتر در فومن هرازگاهى به مناسبتى اجرا مىشد و . . . » از اين تاريخ تا سال 1348 تآتر در فومن تابع شرايط زمانى و نيز موقعيتها و مناسبتها بود ولى در سال 1348 با همت امير قويدل ، تآتر نو ايران ، نهال خود را در سرزمين فومن غرس كرد . از اين زمان به بعد نمايشنامه از « پا نيفتاده‌ها » نوشته گوهر مراد به كارگردانى امير قويدل به روى صحنه برده شد و بعد از آن گروه ريما نمايشنامه‌هاى « در حضور باد » نوشته بهرام بيضائى ، « بمبو » ، نوشته عبد الخالق ، « كانديدا براى خوردن » ، نوشته اسلاوميرروژك ، « خر ، با بار نمك » ، نوشته احمد مسعودى ، « در پوست شير » نوشته شون اوكيسى و نيز نمايشنامه‌هاى « آماتورها » ، « شب بلند مختار » و « بار ديگر باران » از نوشته‌هاى فرهاد پاك‌سرشت ، به روى صحنه رفت . قابل ذكر است كه نمايشنامه بار ديگر باران به كارگردانى رضا ميرمعنوى در نهمين جشنواره سراسرى تآتر فجر در تهران ، به روى صحنه آمد . بازيگران اين نمايشنامه عبارت بودند از : مهدى آقاجانى ، فرهاد پاك‌سرشت ، گوهر محمودى ، عطاء اللّه عشق‌پرست ، ناهيد دادخواه ، رضا ميرمعنوى ، حسن ذره‌بين ، سيد احمد تقوى ، بهروز انشيه ، غلام يزدانى ، رقيه جاويد ، مريم قلىپور و زهرا رفيعى « 67 » .

تآتر بعد از انقلاب

تآتر گيلان ، بعد از انقلاب ، كم‌وبيش به راه خود ادامه داد . گروههاى تآتر در شهرستانهاى مختلف شكل گرفتند و هريك با توان خود شروع به‌كار كردند . رشت همچنان مركز توجه دوستداران تآتر استان است . در سال 1358 نمايشنامه مسلخ نوشته كارلوس رىيز ، ترجمهء بهزاد فراهانى ، به كارگردانى فرهنگ توحيدى در كارگاه اداره ارشاد اسلامى گيلان به روى صحنه رفت و در همين سال بهزاد عشقى « آخرين رقص بورژوازى » را به روى صحنه برد . يكى از كارگردانان جوان و بااستعداد اين نسل از هنرمندان گيلانى امير ثابت است . ثابت با استفاده از تجربه‌هاى مكتب تآتر گيلان و نيز شناخت و پويائى فردى خود ، توانست در ميان هنرمندان گيلانى ، ارزش هنرى خود را بشناساند . اجراى نمايشنامه سىزوئه بانسى مرده است اثر اتول فوگارد ، او را به عنوان يك كارگردان در ميان ساير هنرمندان ، شاخص كرد . محمد رادچهره ديگر تآتر گيلان بعد از انقلاب است . جوانى كه مىخواهد خوب بنويسد و خوب كار كند . عروسكها اثر بيضائى و نيز سيزيف و مرگ اثر روبرمرل ، قبل از شروع اثر ميگوئله ارتكا آلوارز از آثارى است كه او به روى صحنه برده است . در سال 1366 توسط گروه هنرى تبليغات و انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ناحيه گيلان ، نمايشنامه دفاع مقدس به روى صحنه رفت . بهاء الدين صفرى نمايشنامه كمدى خبردار نوشته حسين جعفرى را اجرا كرد . احمد بدرطالعى با بازگشت دوباره به تآتر در سال 1367 نمايشنامه ويتامار - دست بالاى دست - را به صحنه برد و با توان مضاعف مىخواست خدمت دوباره‌اى به تآتر گيلان داشته باشد كه اجل مهلتش نداد . محمود بدرطالعى در اولين تجربه خود نمايشنامه ملاقات اثر محسن يلفانى را اجرا كرد . گروه نمايشى شهر قصه ، نمايشنامه خرس مهربان و كلاغ خوش‌زبان و همچنين موش و كلاغ و خرگوش - نمايش عروسكى - را اجرا نمود . على حاج على عسگرى هنرمند باسابقه تآتر گيلان ، نمايشنامه عاشورا را نوشت كه به روى صحنه رفت . شهر اسباب‌بازيها توسط جواد تميزكار و اتودى بر شعر فدريكو گارسيالوركا توسط يوسف عاشورى به اجرا درآمد . مهدى رضازاده نمايشنامه قصه پدربزرگ نوشته عليرضا پارسى را به روى صحنه برد و بالاخره نمايشنامه چشم الماس اثر بهزاد عشقى به كارگردانى امير ثابت اجرا و در يكى از جشنواره‌ها ، برندهء بهترين اثر نمايشى شد . بىمناسبت نخواهد بود كه در اين‌جا يادى از عباس اميرى ، بازيگر قديمى گيلان ، كه همچنان ، روى صحنه تآتر ، بازىآفرين نقشهاى زندگى مردم است بشود . هرچند سينما اين روزها جولانگاه ديگرى در سطح ايران براى او محسوب مىشود . انزلى كانون ديگر تآتر گيلان بعد از انقلاب بشمار مىرود . فعاليت جوانان علاقمند اين شهر ، چشمگير است . انجمن هنرى گيلان ، در پائيز 1366 نمايشنامه آهوهاى كوچك را به كارگردانى عليرضا عيسىپور به روى صحنه
هامش
( 66 ) . تاريخ نمايش در گيلان ، صفحه 71 و 72 . ( 67 ) . خبرنامهء نهمين جشنواره سراسرى تآتر فجر ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ، تهران 30 - 24 بهمن 1369 ، صفحات 25 ، 26 و 62 .