تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
گفت نه ، رؤيا ، كلوخ ، افعى طلائى ، مسافران ، شب طويل ، خانه بارانى . . . به روى صحنه رفت . مركز آموزش تآتر در گيلان با تصويب وزارت فرهنگ و هنر آن زمان ، در سال 1349 تأسيس شد . بعد از آن ، پرويز خضرائى به عنوان كارشناس تآتر در رشت مشغول كار شد و آموزش علمى تآتر از اين زمان در رشت آغاز گرديد . هنرجويان اين مركز بعد از مدتى نمايشنامه « آرياداكاپو » و « بعد » را با ترجمه و كارگردانى پرويز خضرائى در سالن شير و خورشيد به روى صحنه آورد . خضرائى در سال 1350 از رشت رفت و جاى او را مسعود فقيه گرفت . كلاسهاى آموزشى تآتر بار ديگر شروع به‌كار كرد . مسعود فقيه توسط بازيگران اين كلاسها و گروههائى كه از درون آن شكل گرفته بود آثار متعددى را روى صحنه آورد از جمله : چشم در برابر چشم ، خر با بار نمك ، شب فردوسى ، اشباح ، جمعه‌كشى ، هيچ ، خودكشى . . . در همين زمان امير ثابت نمايشنامه‌هاى سگى در خرمن‌جا و افعى طلائى را به روى صحنه برد . مسعود فقيه بعد از 5 سال از رشت رفت و در سال 1355 سعيد پورصميمى به جاى او نشست . او بيش از هشت ماه در رشت نماند و حاصل كارش اجراى گلدونه خانم ، ناجوانمرد و پهلوان كچل بود . گروه كادوس نمايشنامهء طلسم اجنه‌ها را به نويسندگى و كارگردانى بهزاد عشقى اجراء كرد . تصوير چنگيز خان ، در آئينه خوارزم ، طوقى ، عروسكها ، ظهر عاشورا آثار ديگرى بودند كه به همت عباس اميرى ، فرهنگ توحيدى و رضا رخشانى به روى صحنه آمد . در دىماه 1356 محمد ساربان به عنوان كارشناس تآتر در رشت به‌كار پرداخت و تا مهرماه 1357 نمايشنامه‌هاى نازنين و اميد ، تصوير چنگيز در آئينه خوارزم و خانه بارانى را اجرا كرد . بالاخره در آخرين ماه 1357 گروه كادوس نمايشنامه پرواربندان را به كارگردانى بهزاد عشقى در سالن دانشگاه گيلان به روى صحنه برد . « 65 »

تآتر در شهرستانهاى گيلان

به علت نبودن مركز اسناد تآتر در گيلان ، نمىتوان به تمامى عناصر اطلاعاتى مورد نياز اين پژوهش دست يافت . آنچه امروزه به عنوان تآتر گيلان نوشته مىشود ، به يك معنى بايد عنوان تآتر رشت را داشته باشد . چرا كه بيشترين اطلاعات از آن تآتر رشت است . هرچند اين واقعيت را نمىتوان انكار كرد كه رشت ، مركز تآتر گيلان نيز بوده است . از آغاز شكل‌گيرى تآتر در گيلان ، تا امروز ، به احتمال يقين مىتوان گفت بيش از هشتاد درصد نمايشنامه‌هاى اجراشده در اين استان ، در شهر رشت به روى صحنه رفته است . ولى نمايش در ديگر شهرستانهاى گيلان نيز خود كارنامهء مشخصى بايد داشته باشد كه متأسفانه به علت عدم دسترسى به حداقل اطلاعات ، نمىتوان با قاطعيت درباره آن چيزى نوشت . همانطور كه مىدانيم ، اطلاعات شفاهى يكى از راههاى جمع‌آورى اسناد است . اميد است پژوهشگران گيلانى كه با هنرمندان قديمى و يا بازماندگان آنها آشنائى و تماس دارند اطلاعات آنان را در مورد تآتر گيلان ثبت نمايند . آنچه كه در زير مىآيد ، اطلاعات پراكنده ثبت‌شده‌اى است درباره تآتر شهرستانهاى گيلان .

در انزلى

همزمان با شكل‌گيرى گروههاى تآترى در رشت ، فعاليتهايى نيز در برخى از شهرستانهاى گيلان شروع شد . اهداف اين گروهها نيز دقيقا همانند گروههاى فرهنگى رشت ، توسعه معارف بود . انزلى در گيلان نسبت به ساير شهرستانها از موقعيت ممتازترى برخوردار بود . چرا كه درياى خزر به عنوان پل ارتباطى اين شهر با روسيه ، همواره باعث مىشد تا گروههاى تآترى قفقاز ، قبل از هرجا ، پا به ساحل انزلى بگذارند . از اين‌روست كه آثار اجراشده خارجى در انزلى ، خود عاملى جهت رشد افكار عمومى از طريق تآتر مىتوانست باشد . از قديمترين گروههاى تآترى در انزلى ، انجمن فرهخت بود . از فعاليتهاى اين مجمع اطلاعى در دست نيست . ولى برخى از اعضاى آن عبارت بودند از : حاجى خان آريانى ، بابايوف ، على آقا سرخى ، سلطانوف ، محمد شورشيان ، عليزاده خياط ، محمد باقر مرندى و شهرستانى . فعاليت انجمن فرهخت بيش از بيست ماه به طول نيانجاميده است . از ديگر گروههاى تآتر در بندر انزلى هيئت اميد ترقى و دسته محمديه است . هيئت اميد ترقى قبل از سال 1303 در انزلى شروع به فعاليت كرد . عبد الله تهرانى از مسئولين اين انجمن بود و اعتقاد به بسط معارف داشت و در اين راه گامهاى مثبتى برداشت . در آغاز قرائت‌خانه عمومى اميد ترقى را تأسيس كرد و گروه تآترى او نيز در همين هيئت شروع به‌كار نمود . تنها سندى كه از فعاليتهاى اجرائى اين هيئت در دست است يك آگهى است كه در روزنامه پرورش رشت به چاپ رسيده است . در اين آگهى بشارت داده مىشود كه در دوم فروردين 1303 نمايشى از طرف اين هيئت به روى صحنه مىرود . ولى درباره نام نمايش و ديگر عناصر اجرائى آن اطلاعى در دست نيست . از ديگر گروههاى هنرى انزلى ، دسته محمديه بود كه به گروهى به همين نام در رشت وابستگى داشت . محمد نشورى در يادداشتى كه براى فريدون نوزاد نوشته است مىگويد : نخستين بار در انزلى او و فاطمه نشورى در زمان انقلاب اول روسيه . . . در صحنه تآتر مرحوم عميد همايون قدم به صحنه نمايش گذاشتند . متأسفانه اطلاعات بيشترى از صحنه تآتر مرحوم عميد همايون در دست نيست .

در لنگرود

لنگرود نيز از جمله شهرستانهائى بود كه در آغاز نهضت فرهنگى گيلان ، استعداد خود را به عرصه نمايش گذاشت . « اميد ترقى » نام مجمع فرهنگى اين شهرستان بود . متأسفانه هيچ‌گونه اطلاعى از بنيانگذاران و نيز خدمات اين مجمع در دست نيست .
هامش
( 65 ) . تاريخچه تآتر گيلان ، صفحه 121 - 153 .