مىساخت ولى چون ماشينها فرسوده شده قدرت بازدهى چندانى نداشتند از اينرو برادران جوان و صاحبنظر به تجهيز كامل چاپخانه پرداختند ، ماشينهاى فرسوده جاى خود را به ماشينهاى نو و آخرين سيستم و پيشرفته سپردند و محل چاپخانه نيز تغيير يافت .
متأسفانه مرگ زودرس گريبان ايرج فرزان را گرفت و آقاى عباس فرحپور فعلا به تنهائى ادارهء امور چاپخانه را به عهده دارند .
چاپخانه فردوس
در سال 1306 نيز آقاى محمود احمدى كه از كتابفروشهاى سرشناس رشت بود جهت انجام امور چاپى كتابخانهها و نوشتافزار فروشيها اقدام به خريد و گشايش چاپخانهء فردوس نمود ، اين چاپخانه از همه جهت مجهز بود و مؤيد اين نظر چاپ تميز و مطلوب مجلهء بلديه است كه در سال 1307 در اين مطبعه به چاپ مىرسيد .
مديريت چاپ فردوس در سال 1315 به آقاى عبد الله كوهستانى كه نويسندهاى فاضل و از بزرگان عشاير رودبار مىبود داده شد و ايشان در پيشرفت و رونق امور چاپخانه كوششى بهسزا داشتند تا پس از چند سال آقاى حميد فردانى مديريت داخلى چاپخانه را تقبل نمود و آقاى كوهستانى مديريت ادارى و تجارى چاپ فردوس را به عهده گرفت ، اين دو مرد فعال و صاحب ذوق چندى بعد موفق به خريد چاپخانهء مذكور از آقاى محمود احمدى شده و بدون آنكه تغييرى در نام و روش آن به وجود آورند بهكار ادامه دادند .
آقاى عبد الله كوهستانى نيز به سال 1330 به قصد اقامت تهران مالكيت خود را به آقاى حميد فردانى فروخت و بدينسان يك مؤسسه قديمى آبرومند به پايان راه خود رسيد و با نام ديگر و تجهيزات بهتر فعاليت نوينش را آغاز كرد .
چاپخانه زربافى
شادروان ابو الحسن زربافى متولد 1270 يكى از محترمين شهرستان رشت ، با عشق و ذوقى كه به امر مطبوعات داشت در سال 1315 خورشيدى امتياز بنياد چاپ زربافى را گرفت و با صرف مبلغى گزاف مؤسسهاى را پىريخت كه توانست مصدر خدمات مهم مطبوعاتى گردد . اين چاپخانه از به دو تاريخ گشايش تاكنون از چاپخانههاى مجهز شهر بود و به همين سبب توانست در جلب مؤلفين و روزنامهنگاران موفق باشد و روزنامههاى زيادى در اين چاپخانه به چاپ رسيده كه مىتوان از ماهنامهء پادنگ و روزنامههاى صورت ، الفبا ، گيلانشهر ، فكر جوان و بسيارى ديگر نام برد ، تعدادى كتب نيز در اين مؤسسهء آبرومند به چاپ رسيد و در اختيار دانشپژوهان قرار گرفت .
بعد از درگذشت شادروان ابو الحسن زربافى در سال 1360 فرزند ايشان آقاى محمد زربافى موقتا از سوى تمام وراث مديريت چاپخانه را به عهده گرفته و با حسن خلق و درايت به ادارهء آن مشغول است .
چاپخانهء اقبال
در سال 1317 خورشيدى آقاى اقبال در شهرستان انزلى چاپخانهء اقبال را بنياد گذارد و با اينكه امكانات چاپى براى طبع كتب و جرايد دارد معذلك فعاليت خود را متمركز در چاپ اوراق دولتى نموده است .
چاپخانهء رشت
چاپخانهء كاملا مجهز و بزرگ رشت را بين سالهاى 1321 و 1322 حزب توده در شهر رشت به منظور چاپ و نشر روزنامهها و اعلاميهها و ديگر نشرات حزبى بنياد نهاد ، انصافا چاپخانه به صورت شايستهاى اداره مىشد ولى پس از چندى دچار حريق گرديد ، اگرچه سعى بسيار شد تا حريق را به عوامل دولتى و رژيم نسبت دهند ولى در حقيقت چنين نبود ، چاپخانه در اثر اهمال و بىتوجهى سوخت و خوشبختانه قبل از آنكه حريق دامنه پيدا كرده و همهء ماشينها و حروف و بستههاى كاغذ را به كام خود فروبرد دايرهء آتشنشانى همت بىسابقهاى نشان داد و در خاموشى آتشسوزى كوشيد و موفق هم شد .
به همين علت حزب توده توانست سريعا به تعميرات اساسى پردازد و دوباره چاپخانه را آمادهء بهرهبردارى كند ، ولى به دلايلى كه چندان روشن نيست چاپخانه را به آقايان فروهى و متقالچى و مهندس مشتاق فروخت كه خريداران با همان نام چاپ رشت به بهرهبردارى پرداختند .
مديريت چاپخانه با آقاى فروهى بود و مشار اليه سهم دو شريك ديگر را خريده بلامعارض گرديد ، سپس آن را به شادروان عبد الحسين ملكزاده آزرمند مدير روزنامهء سايبان شاعر و نويسنده و وكيل پايه يك دادگسترى و بازرگان رشتى فروخت .
شادروان ملكزاده آزرمند اگرچه نويسندهاى موفق و شاعرى خوشقريحه بود ولى در امر مديريت موفقيت چندانى نداشت و نتوانست چاپ رشت را به نحو مطلوب اداره كند و چاپخانه در سال 1359 تعطيل گرديد .
چاپخانه فروهى
مرحوم فروهى بعد از فروش چاپ رشت به آقاى ملكزاده آزرمند چاپ فروهى را در شهر لاهيجان بنياد نهاد . اين چاپخانه در آن زمان كاملا مجهز بود و روزنامههاى پيام ملى و صداى بازار در آنجا به طبع مىرسيدند . امتياز آن در حال حاضر با آقاى فروهى است كه از آغاز تأسيس نيز مديريت داخلى آن را به عهده داشت .
چاپخانهء شمال
چاپخانهء شمال را مرحوم غفارى در لنگرود تأسيس كرد . اين چاپخانه در سال 1325 آمادگى چاپى زيادى داشته و امروز نيز از تجهيزات شايستهاى برخوردار است .
چاپخانه نخعى
اين چاپخانه را آقاى علم الهدى نخعى متولد 1312 خورشيدى در شهر لاهيجان بنيان نهاد . تاريخ تأسيس چاپخانه مهرماه 1332 است . وى در مورد تأسيس چاپخانه مىگويد : پس از درگذشت عمويم به زادگاه خود بازگشتم و سرپرستى خانواده را به عهده گرفتم . در اين موقع متوجه شدم كه لاهيجان فاقد