تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
1325 در آنجا به طبع رسيده است .

چاپخانهء ساحل نجات

و اما مىبينيم كه روزنامهء « خير الكلام » در روز يكشنبه 24 جمادى الثانى 1325 برابر يكم مرداد 1286 در مطبعه ساحل نجات بندر انزلى با حروف سربى به چاپ رسيده و اين خود پيشى را بهرهء چاپخانه ساحل نجات انزلى مىنمايد كه با همت و شركت چند تن بنيانگذارى شده بود . بنيانگذاران مطبعه ساحل نجات ناشر روزنامه‌اى به همين نام بودند . مسئوليت روزنامهء ساحل نجات نيز با افصح المتكلمين مدير روزنامهء « خير الكلام » بود چنان‌كه خود او در شماره اول ساحل نجات چنين مىنويسد : « شركاء مطبعهء انزلى خواستند جريده‌اى به اسم ساحل نجات اداره كنند . . .
قرعهء فال به نام من ديوانه زدند . »
اما معلوم نيست كه چرا افصح در شمارهء 6 روزنامه ساحل نجات مورخ 20 رمضان 1325 قمرى مطبعه ساحل نجات را مربوط به عميد همايون دانسته كه وى آن را از كيسهء فتوت خود به ملت انزلى واگذار كرده است : « . . . وظيفه ما تشكر از زحمات جناب جلالت‌مآب اجل بندگان آقاى عميد همايون دام اقباله است كه اين وجود محترم محض اشاعهء معارف و خدمت به وطن كارهاى بزرگ كرده ، از آن جمله چنان با مردم انزلى به مكارم اخلاق سلوك فرموده كه از دل و جان ثناخوان و دعاگويند . از آن جمله مطبعهء ساحل نجات را از كيسهء فتوت خود به انزلى وارد كرده و به ملت انزلى واگذار فرموده . نگارنده ( افصح المتكلمين ) از كم‌وكيف اين كار مستحضرم ، الحق ، بزرگى را به اعلى درجه رسانده و طبع روزنامهء خير الكلام ( و ) ساحل نجات در اين مطبعه انجام مىگيرد . « 12 » »

چاپخانهء سعادت

در هرحال چاپخانه‌هاى موجود به تعداد انگشتان يك دست نمىتوانست جوابگوى نيازهاى مردم فرهنگ‌پژوه گيلان باشد پس بنيان‌گذارى چاپخانهء سعادت به سال 1328 ه . ق نشان‌دهندهء نياز جامعه در تلاش فرهنگى است ، اين چاپخانه نيز چنان‌كه از اعلان خود مطبعه در جرايد آن روز برمىآيد كاملا مجهز بوده و توان چاپ نشريات را به زبانهاى فارسى ، فرانسه ، روسى و ارمنى داشته است . اعلان زير در شمارهء اول و دوم روزنامه « اخوت عالى » مورخ 8 و 17 شعبان 1328 هجرى قمرى به چشم مىخورد : « اعلان - از طرف مطبعهء سعادت - اين مطبعه كه داراى شصت و هفت رقم حروف مسلمانى - روسى - فرانسه - ارمنى است در رشت جنب بانك شاهنشاهى داير است . همه نوع كتب به هر شكل و اسلوب و لوايح دولتى و تجارتى ، بسيار مرغوب ، و در وقت معين به صاحبانش داده مىشود . در اين مطبعه همه نوع كاركاتور ( لتوقرافيا ) و بروات تجارتى و چك و تمبر دولتى ويرليكهاى سيگار الوان ، و بند رول به طرز روسيه طبع مىشود و همه نوع كارهاى عكاسى ( فتوتيپ ) و نقشه‌جات قديم كه به عينه عكس داده مىشود و به طبع مىرسد . سفارش از هر بلد با كمال امتنان قبول مىنمايد و فروخته مىشود از هر قبيل كاغذجات پستى و غيره - علىزاده « 13 » . » هم‌اكنون كتابچه‌اى با نام « به خدا خدمت مىكنى يا به شكم » اثر تولستوى به ترجمهء سيد مفيد هروى آذربايجانى در 40 صفحه چاپ « رشت ، مطبعه سعادت » در اختيار نگارنده است كه سپاس‌نامه آغازين كتاب در اينجا به نشانه فرهنگ‌دوستى جامعه آن‌روز گيلك ثبت مىشود : « تشكر - از آنجائى كه طبع و نشر اين مجله فيلسوف روسى خدمت بزرگى به عالم اسلاميت بوده لهذا حضرت مستطاب قدوة الانام ملاذ الاسلام مروج العلوم و المعارف آقاى حاجى سيد ابو القاسم امام‌جمعه رانكوهى گيلانى مد ظله بذل توجه فرموده بر حسب امر معارف پرورانهء حضرت معزى اليه اين مجله نافعه صورت انطباع يافته و مجانا داده مىشود ، از درگاه ايزد متعال ازدياد شوكت و اجلال اين وجود محترم كه مروج علوم و مشوق ارباب كمال‌اند مسئلت مىنمائيم .
نام نيكى گر بماند ز آدمى - * به كزو ماند سراى زرنگار » .
چند سال بعد در انزلى نيز چاپخانه بامبولكسكى گشايش مىيابد و متأسفانه با همه كوششى كه شد نتوانستم از آن آگاهيهائى ولو اندك به‌دست آورم ، در اين چاپخانه طبق نوشتهء آقاى محمد صدر هاشمى مجله هفتگى البدر المنير به مديريت سيد ابو الفضل به چاپ مىرسيده است .

چاپخانه پرورش

روزنامهء پرورش نيز به همت مدير آن زنده‌ياد مير احمد مدنى موفق شد بعد از اخذ امتياز در 29 جدى 1302 چاپخانه‌اى تأسيس نمايد ، اما اين چاپخانه گويا چاپ سنگى بوده ، زيرا پرورش ( از شمارهء 27 مورخ سه‌شنبه 30 رجب 1343 برابر 6 حوت 1303 تا شمارهء 40 سال دوم مورخ 16 شهريور 1304 با چاپ سنگى و قطع مختلف در مطبعه پرورش چاپ شده است ) و بيش از اين نيز از سرنوشت مطبعه آگاهى نداريم .

چاپخانهء جاويد

در سال 1304 خورشيدى شادروانان محمد ابراهيم فرزان ، حسن آقا حروفى و دكتر فربود براى انجام امور مطبوعاتى و فرهنگى گيلان به شركت همديگر چاپ سنگى جاويد را بنياد گذاردند ، بديهى است نيازهاى فرهنگى اين منطقه با چنين چاپخانه‌اى جوابگو نمىتوانست باشد به همين علت مرحوم فرزان به شركاء پيشنهاد كرد مطبعه از سنگى به حروف سربى تبديل شود ، ولى چون اين تبديل متضمن هزينهء سنگينى بود دو نفر از شركاء حاضر به قبول پيشنهاد نشدند و سهم خود را هم به فرزان فروختند و ايشان هم با عشق و علاقه‌اى كه به امور مطبوعاتى داشتند جهت تبديل ماشينها و خريد وسائل لازم براى چاپ سربى مسامحه‌اى روا نداشتند و چاپخانهء آبرومند و مجهز جاويد را بنيان نهاده موفق شدند سالها در رفع نيازهاى فرهنگى اين سامان پيشرو باشند . آقاى محمد فرزان در سال 1338 خورشيدى درگذشت و چاپ جاويد در اختيار دو تن از فرزندان ايشان آقايان عباس فرح‌پور و ايرج فرزان قرار گرفت ، با اين‌كه تا سال 38 چاپ جاويد نيازهاى چاپى رشت را برآورده
هامش
( 12 ) . همان مقاله ، صفحهء 36 و 37 . ( 13 ) . همان مقاله ، صفحهء 38 .
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 693 | ابراهيم اصلاح عربانى