صاحب شش چاپخانه شدند در حالىكه دانشمند فقيد ايرانى استاد احمد بهمنيار كرمانى كه در آغاز جوانى صاحب نشريهاى به نام دهقان در كرمان بوده است ، در شمارهء اول دورهء دوم شنبه 18 رمضان 1333 صفحهء 4 مىنويسد :
« درجه تمدن و تعالى ملل عالم از توسعه و ضيق دايرهء معارف و مطبوعات آنها شناخته مىشود . . . ايالت كرمان متأسفانه از جهات مذكوره در حكم صفر بلكه چند درجه تحت الصفر است در اين ايالت عريض و طويل يك مطبعهء سنگى به واسطهء كمى مطبوعات بايد هميشه دوچار تعطيل باشد - مطبعهء كرمان به واسطهء نرسيدن كار و وفا نكردن دخل آن به خرج و نرسيدن حقوق اجزاء و عمليات مدتهاست تعطيل بود . و از قرار تخمينى كه زده شده ماهى معادل پنجاه شصت تومان مواجب اجزاء و كرايه و غيره و علاوه بر حقوق يك نفر رئيس دارد در صورتى كه غالب ماهها ثلث بلكه گاهى عشر اين مبلغ كار براى مطبعه نمىرسد « 8 » . . . »
* * * چاپ و چاپخانه در گيلان سابقهاى همتاى آذربايجان ، تهران ، خراسان و اصفهان دارد با چند سال پسوپيش . آنچه مسلم است با ورود صنعت چاپ به ايران استان گيلان از قافله جدا نماند و گيلانيان براى نشر آثار و افكار روشنفكران خود به انتشار روزنامه و مجله و تأسيس چاپخانه همت گماردند و گامهائى براى پيشبرد فرهنگ منطقه خود برداشتند .
چاپخانههاى شرافت و ميناس
بهطورى كه آقاى جهانگير سرتيپپور مىنويسد « 9 » : در سال 1259 خورشيدى در رشت مجلهاى به نام « هامائيك » و به زبان ارمنى چاپ و نشر مىيافت ، اگرچه من نتوانستم از اين مجله نسخهاى بدست آورم ، ولى با آگاهى كه ايشان به دست مىدهند قطعا بايد در سال 1880 ميلادى در رشت چاپخانهاى وجود مىداشت كه مجلهاى را به چاپ برساند و اين زمان فن چاپ را در گيلان به پس كشانده و به آن عمرى 110 ساله مىبخشد ، ولى جاى تأسف است كه از نام چاپخانهاى كه هامائيك را به چاپ مىرسانيد آگاه نيستيم بنابراين پيشى را بايد به يكى از دو چاپخانه شرافت رشت و ميناس انزلى داد كه هردو چاپ سنگى بودهاند و تاريخ بنيانگذارى آنها نيز پيدا نيست ، اما چاپخانه كسما قاطعا در اواخر سال 1334 يا آغاز 1335 در آن شهر بنيان نهاده شد ، مسلما اين چاپخانه در آغاز براى انجام چاپ اوراق و بيان نامهها و آگاهىنامههاى جنگل مىبوده و سپس براى چاپ روزنامه بهكار گرفته شده است .
چاپخانهء عروة الوثقى
بعد از اين چاپخانهها بايد از مطبعهء عروة الوثقى سخن به ميان آورد كه بازرگانى روشنفكر و صاحب عنوان به نام آقا رضا آن را با شعار « روشنائى بعد از تاريكى » در بالاى تصوير « خورشيدى كه از پس كوه سر برمىزند » در شهر رشت بنيان نهاد . گشايش چاپخانه در روز يكشنبه 29 رجب 1325 هجرى قمرى صورت گرفت و خبر آن در شمارهء اول روزنامهء « نسيم شمال » رشت مورخ 2 شعبان به شرح زير درج گرديد :
« بشارت - منت خداى را كه مملكت گيلان در ميان شهرهاى ايران سرسبز شد ، شكر يزدان را كه خطهء رشت گل گشت بهشت گرديد ، يعنى اين نقطهء فرحافزا و اين خطه بهشتآسا داراى مطبعهء عروة الوثقى گرديد ، حروف و كلماتش در غايت متانت و رزانت ، خطوط و مطبوعاتش در نهايت طراوت و نضارت ، يك مرتبه مثل آفتاب ملمع و خورشيد مشعشع از مشرق گيلان سر برآورده در روز اول افتتاح روز يكشنبه 29 رجب با هيئت محترمهء وكلاء عظام دامت بركاتهم ، جنابان مستطابان آقايان ، آقاى حاجى شيخ محمد رضا و آقاى حاجى شريعتمدار و آقاى حاجى سيد محمود و آقاى حاجى محمد رضا ، حاجى معين الممالك رئيس ، و آقاى آقا ميرزا اسد الله خان طايفه نايبرئيس به اتفاق جناب مستطاب آقا ميرزا نور الله خان وزير ماليه دام اقباله محض تشويق و تحريص و ترغيب ، به هيئت جامعه در مطبعهء عروة الوثقى نزول اجلال فرمود ( ه ) شرفبخشان مطبعه گرديدند و مطبعهء ما از اين شرف سر به فلك و كيهان سود و گوى سبقت ( از ) همگنان ربود ، ادارهء مطبعه از اين مراحم بىپايان كمال تشكر و امتنان را از آقايان دارد . « 10 » »
در شمارهء 8 روزنامهء نسيم شمال مورخ 13 ذى القعدهء 1325 هجرى قمرى از سوى كاركنان چاپخانهء عروة الوثقى ورود آقا رضا صاحب مطبعه به رشت تبريك گفته شده است . از مطلبى كه درج شده چنين برمىآيد كه وى در باكو به كار تجارت اشتغال داشته است :
« خيرمقدم - صاحباختيار مطبعهء عروة الوثقى جناب آقا رضا كه مدتى است در بادكوبه مشغول تجارت بوده و در انجمن خيريهء اتحاد ايرانيان و انجمن تجارت ايرانيان عضويت داشته ، در اين مدت اقامت در بادكوبه خدماتى كه به امثال ما فقراى ايرانيان درما و قدما و لسانا نموده متشكريم . شاهد فقراى ايرانيان هستند كه ديده ( و ) شنيدهايم . شاهد ديگر ايجاد همين مطبعهء عروة الوثقى است . اعضاى اداره از ورود اين جوان وطنپرست به وطن مقدس تبريك عرض مىنمايد . در اين مدت كه در انجمن خيريه بودند يقين است بايد از رئيس و اعضاى انجمن خيريه و انجمن تجارتى رضايتنامه داشته باشند . بعد از معين شدن عين آن را درج خواهيم نمود - ادارهء عروة الوثقى « 11 » » در اين چاپخانه مجهز گذشته از روزنامه و اوراق موردنياز جامعه و اعلاميههاى احزاب و جمعيتها كتب ارزشمندى هم به چاپ مىرسيد كه « تاريخ گيلان و ديلمستان » تأليف مير ظهير الدين مرعشى به سعى و اهتمام ه . لوئى رابينو به سال 1912 م ( 1330 ه . ق و 1291 خورشيدى ) نمونهء برجسته آنهاست ولى به ضرس قاطع نمىتوان آن را نخستين چاپخانه با حروف سربى دانست چون اين تاريخ را ما از خبر مندرج در « نسيم شمال » شماره اول داريم همچنين روزنامه انجمن ملى ولايتى گيلان كه در تاريخ يكشنبهء 24 رجب
هامش
( 8 ) . تاريخ مطبوعات كرمان ، اسماعيل رزمآسا ، صفحهء 50 .
( 9 ) . روزنامهء دامون ، سال اول ، دورهء دوم ، شمارهء 15 ، چاپ گيلان ، صفحهء 2 .
( 10 ) . « چاپخانههاى گيلان در انقلاب مشروطيت » ، دكتر محمد اسماعيل رضوانى ، در يادنامهء ابراهيم فخرائى ، انتشارات طلايه ، تهران ، 1368 شمسى ، صفحهء 35 .
( 11 ) . همان مقاله ، صفحهء 35 .