چاپارخانهء قديمى كهدم و كاروانسراى بزرگ عصر قاجار - كه به غلط آن را كاروانسراى شاه عباسى مىنامند - از اهميت و اعتبار و رونق قابلتوجهى برخوردار بوده است . احتمال داده مىشود كه بازار قديمى شاقاجى پس از ايجاد راه ارابهرو و بىنياز شدن مسافران از كاروانسرا به تدريج رونق خود را از دست داد و به محل فعلى انتقال داده شد چنانكه بازار سنگر نيز از روستاى ميانده به رود برده و سپس به سنگر منتقل گرديد . محل كنونى بازار شاقاجى در زمينهاى 2 روستاى شاقاجى و دهبنه كه مجاور يكديگر هستند تشكيل مىشود .
به هرحال اين بازار از نوع بازارهاى هفتگى درجهء 3 گيلان است و فقط در اوائل پائيز يعنى پس از برداشت محصول و نيز اوائل بهار براى معاملات دام فعاليت چشمگيرى دارد .
شاندرمن : پنجشنبهبازار
دهستان شاندرمن با 71 آبادى بر اساس آمار سال 1370 داراى 3917 خانوار و 078 ، 22 نفر جمعيت است . بازار مزبور در مركز دهستان شاندرمن ( بازار جمعه ) تشكيل مىشود .
با آنكه شاندرمن و ماسال هريك دهستانى مستقل و داراى آباديهاى متعدد هستند ، ولى به سبب كوتاهى فاصلهء 2 مركز آنها از يكديگر و شايد علل و جهات ديگر غالبا آن دو را يك منطقه تصور كرده و نام آنها را در كنار يكديگر مىگذارند ، حتى بر روى تابلوى برخى نهادها و سازمانها نام ماسال و شاندرمن با يكديگر مىآيد . شاندرمن از 3 بخش جلگهاى ، كوهستانى و درهاى تشكيل شده كه آبوهواى آنها متفاوت است و به همين سبب محصولات و كالاهاى مختلفى در بازار هفتگى آن به چشم مىخورد . به عنوان مثال باغداران انواع نهالها از قبيل نهال توت و سيب و گيلاس را به بازار عرضه مىكنند و خانهداران دستساختههاى پشمى و نخى را به معرض فروش مىگذارند و دامداران فرآوردههاى دامى را به بازار مىآورند . در كنار محصولات و فرآوردههاى محلى مواد غذائى ، پوشاك ، لوازم منزل ، وسائل كشاورزى و باغدارى ، اجناس زينتى توسط فروشندگان دورهگرد به بازار عرضه مىشود .
بازار هفتگى در ميدان عمومى شهر و در حاشيهء چند خيابان تشكيل مىگردد و غالبا عبورومرور وسائط نقليه را مختل مىسازد . حضور گروهى از مردان و زنان مخصوصا دختران و پسران جوان در بازار جنبهء تفريحى و وقت گذرانى دارد . بهطورى كه مىتوان تعداد اين گروه را حدود 40 درصد از شركتكنندگان برآورد كرد .
مراقبت از بازار شاندرمن به عهدهء 3 داروغه است . حقوق آنها را صاحبان مغازهها مىپردازند . سهم هريك از صاحبان مغازهها 10 تومان است .
فروشندگان دورهگرد هرهفته 20 تومان به دهدارى پرداخت مىنمايند .
شبخوسلات : شنبهبازار
روستاى شبخوسلات مركز دهستان املش جنوبى در 11 كيلومترى جنوب رودسر و 7 كيلومترى جنوبشرقى املش قرار دارد . بر اساس آمار سال 1370 روستاى مزبور داراى 165 خانوار و 898 نفر جمعيت است .
شبخوسلات قبلا از توابع املش بود و چندى است كه خود به عنوان مركز دهستان شناخته شده است . پس از آنكه اين منطقه از املش جدا شد معتمدين محلى شبخوسلات به فكر تشكيل بازار هفته افتادند زيرا با توجه به موقعيت منطقه و ارتباط و نزديكى زياد بين تعداد قابلتوجهى از روستاها با روستاى شبخوسلات موفقيت بازار را قطعى مىدانستند ، بهويژه آنكه اين روستا داراى مركز مخابرات ، بانك ، دفتر پست و درمانگاه بوده و توسط چندين جادهء آسفالته با ساير آباديها ارتباط دارد .
در حال حاضر بازار هفتگى در ميدان وسيع كنار رودخانه كركرود تشكيل مىشود و مواد غذائى ، پوشاك ، لوازم منزل ، وسائل كشاورزى ، فرآوردههاى دامى و محصولات صنعتى و دستساختههاى حصيرى را عرضه مىكند .
فروشندگان دورهگرد غالبا از شهرهاى رودسر و لنگرود به اين بازار روى مىآورند . از هر فروشنده مبلغ 20 تومان دريافت مىشود . بيشتر خريداران از اهالى روستاهاى جيرگوابر ، جورگوابر ، اسماعيلگوابر ، لاتسرا ، آسيابسران و كهنهگويه هستند .
شفت : دوشنبهبازار
بخش شفت كه قسمت جنوبى آن كوهستانى و بخش شمالى آن جلگهاى و جنگلى است در 9 كيلومترى فومن قرار دارد و جادهاى به طول 13 كيلومتر ، منشعب از جادهء اصلى آسفالته رشت به فومن و صومعهسرا ، رفتوآمد مسافران را براى رسيدن به مركز بخش ممكن مىسازد . بر اساس آمار سال 1370 بخش شفت 9829 خانوار و 657 ، 55 نفر جمعيت و شهر شفت نيز 1037 خانوار و 4896 نفر جمعيت دارد كه در 84 روستا زندگى مىكنند .
بخش داراى 3 دهستان است كه عبارتند از جيرده با 18 روستا ، چوبر با 34 روستا و احمد سرگوراب با 29 روستا . بدينترتيب رشد جمعيت و آهنگ پيشرفت آن بعد از 40 سال به 2 برابر رسيده است . زيرا اين ناحيه كه در گيلان همواره فقيرترين و محرومترين مردم را دربر گرفته بود بر اساس آمار سال 1328 داراى 47 آبادى و 000 ، 30 جمعيت بوده است . شايد يكى از علل باقى ماندن مردم اين ناحيه در فقر عدم دسترسى مزارع آنها به آب سپيدرود است كه به خاطر اختلاف سطح زمينهاى زراعتى استفاده از تأسيسات سد انحرافى را غيرممكن مىسازد . بدينجهت كشاورزان ناگزير بايد از آب استخرها و يا موتورپمپ استفاده كرده ، مزارع خود را مشروب سازند . به هر حال هنوز بخشى از روستاهاى شفت فاقد برق و آب نوشيدنى سالم مىباشند .
فقر و محروميت مردم شفت در بازار هفتگى آن انعكاسى چشمگير دارد . اكثر مردم حتى توانايى خريد اجناس كمارزش را نيز ندارند . عرضه كالاها بسيار محدود است ؛ مثلا از انواع مختلف دستساختههاى چوبى لاك قندشكن عرضه مىشود كه آن هم كمتر به فروش مىرسد ، زيرا پرداخت بهاى آن به مبلغى در حدود 200 تومان براى خريداران محلى مشكل است . در محلهء قاشق تراشان اثرى از كارهاى دستى و صنايع چوبى نيست و اگر قطعهاى از اين نوع پيدا شود يقينا براى فروش به مسافران و توريست داخلى است . چوقا كه در زبان محلى « شكه » نام دارد تنها يادگار باقيمانده از روزگاران گذشته است كه توسط زنان تهيه مىشود . نمدمالى و تهيه دستبافتهاى پشمى و نخى در شفت گرچه رونق گذشته را ندارد ، ولى هنوز منسوخ نشده است ، زيرا دامدارى