سرخدار
و ييلاقى ( پايينبند - ميانبند - بالابند ) مىنامند . در سالهاى اخير كاربرد اين اصطلاحات در فرهنگ جنگلبانى كشور و بين كارشناسان فن هم رايج و متداول شده است .
جوامع جنگلى گيلان :
در اينجا لازم مىداند مفهوم اصطلاح جامعه گياهى و تودهء جنگلى را كه در بحث ما از آنها استفاده مىشود با رعايت اختصار بيان نمايد . در مورد جامعه گياهى چون مطالعه پوشش نباتى يا بهطور كلى رستنيهاى يك منطقه و يا يك ناحيه يك جا امكانپذير نيست لذا آنها را به واحدهاى كوچكترى تقسيم كرده مورد بررسى قرار مىدهند . بدينترتيب كوچكترين واحدى كه در مطالعه اجتماعات گياهى مورد استفاده قرار مىگيرد جامعه نباتى ناميده مىشود .
يك جامعه نباتى به نوبه خود از عناصر مختلف و متعددى تشكيل يافته است كه در بعضى صفات حياتى با يكديگر اشتراك و شباهت دارند و در برخى ديگر از صفات حياتى داراى اختلاف مىباشند . علمى كه موضوع آن مطالعه و بررسى اجتماعات نباتى و صفات مختلف و تغييرات و تحولات ناشى از تغييرات شرايط محيط در اين اجتماعات و تكامل آنها را مورد بحث قرار مىدهد جامعهشناسى گياهى « 29 » نام دارد .
بلندمازو
در هرجامعه جنگلى معمولا يك يا دو گونه از نظر تعداد يا جمعيت ، غالب مىباشد كه ممكن است درخت و يا درختچه باشد ، تاج درختچهها بزرگتر از معمول است و به همين جهت سطح بيشترى را اشغال مىكند . عنوان يا نامى كه به يك جامعه يا توده جنگلى داده مىشود از نباتات يا درختان غالب آن جامعه گرفته مىشود . در زبان فارسى براى ناميدن يك جامعه گياهى به آخر اسم نبات ، چنانچه از درختان باشد ، پسوند « ستان » و اگر درختچه يا بوته يا علف باشد پسوند « زار » اضافه مىشود مانند سروستان ، توتستان ، راشستان ، بلوطستان . . . نىزار ، چمنزار ، مرغزار و غيره . . .
در نامگذارى علمى نيز آخر نام جنس درخت غالب تغيير يافته و پسوند
etum
به آن اضافه مىشود مانند جامعه ممرزستان « 30 » و جامعهء راشستان « 31 » كه از دو جنس ممرز « 32 » و راش « 33 » ساخته شده است .
تودهء جنگلى : « 34 » تودهء جنگلى يك جامعهء نباتى است كه قسمت عمدهء عناصر تشكيلدهنده آن را درختان يا گونههاى جنگلى ( چوبده ) از يك يا از چندگونه تشكيل داده باشند . انواع تودههاى جنگلى را از نظر سن ( همسال ، ناهمسال ) و تركيب ( خالص ، ناخالص ، جور يا ناجور ، شاخهزاد يا دانهزاد و يا شاخه و دانه زاد ) كه قبلا شرح داده شد نامگذارى مىكنند . در اينجا فقط اشاره مىشود كه
هامش
( 29 ) .Phytosociologie .( 30 ) .Carpinetum( 31 ) .Fagetum .( 32 ) .Carpinus .( 33 ) .Faglus .( 34 ) .Peuplement .