تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
انجيلى اين جامعه كه گونه‌هاى اصلى آن از بلندمازو و ممرز تشكيل گرديده پوشيده شده است . گاهى نيز در صورتى كه سطح آب زيرزمينى پائين باشد حد پائين اين جامعه تا جلگه‌ها هم ادامه پيدا مىكند . گونه‌هائى نظير انواع افرا ، توسكا ، گردو ، « 45 » انجير ، « 46 » انجيلى ، ملچ ، « 47 » اوجا ، « 48 » جل ، « 49 » خاس ، « 50 » ازگيل ، « 51 » نسترن ، دارواش يا داردوست ( يك نوع گياه كه به صورت انگل روى شاخه‌هاى درختان ديگر رشد مىكند و دامداران از آن براى تغذيه دامهايشان بهره‌بردارى مىكنند ) و غيره به صورت همراه در اين جامعه حضور دارند . بلندمازو يكى از پرارزش‌ترين و صنعتىترين درختان جنگلى گيلان و ساير نواحى شمال ايران است كه از نظر سرشت گونه‌اى نورپسند و گروهى است . ارتفاع آن تا 30 متر و قطر برابر سينه‌گاه تا سه متر هم مىرسد . رويشگاه آن از كنار دريا تا ارتفاع 1000 متر امتداد دارد . مصرف عمده چوب آن در تهيه تخته بشكه و پاركت‌سازى است . پوست آن به علت داشتن مقدار زيادى تانن در دباغى مورد استفاده قرار مىگيرد . در گذشته چوب آن به مقدار زياد به اروپا صادر مىشد كه يكى از علل از بين رفتن جنگلهاى مرغوب اين‌گونه بوده است . چوب آن به آسانى شكاف مىخورد . ممرز هم درختى گروهى و سايه‌پسند و معمولا با بلندمازو و راش تشكيل جامعه داده و در جلگه و ميان‌بند تا ارتفاع 1000 متر از سطح دريا پراكنش دارد . چوب آن سخت و غالبا گره‌دار بوده در مقابل اصطكاك مقاوم است . از ممرز در تهيه تراورس و چوبهاى تونلى استفاده مىشود . برگ آن به مصرف تعليف دام مىرسد .

جامعه آزاد :

گونه آزاد « 52 » در جنگلهاى ميان‌بند گيلان و ساير نواحى شمالى آزاد معمولا كمتر از جوامع و گونه‌هاى ديگر ديده مىشود . آزاد جزو درختان تنومند و زيباى جنگلهاى شمال ايران مىباشد كه جامعه معروف و بارز آن به صورت توده دست‌كاشت در باغ مشهور محتشم رشت وجود دارد . گونه‌اى است نورپسند و چوب آن صنعتى و داراى قابليت انعطاف و ارتجاع فوق العاده به همين لحاظ شاخه‌ها و دارهاى جوان آن را خم كرده تراش و صيقل داده و به نام چانچو براى حمل زنبيلها و سبدهاى بزرگ حاوى انواع سبزيها و ميوه‌ها مورد استفاده قرار مىدهند . برگ آزاد توسط دامهاى محلى مصرف مىشود .

جامعه انجيلى :

انجيلى در جلگه‌ها ، ارتفاعات پائين و گاه تا ارتفاعات ميانى جنگلهاى گيلان و ساير نواحى شمال ايران كه سطح آب تحت الارضى آنها پائين باشد پراكنش دارد . غالبا با انواعى از گونه ممرز و ليلكى تشكيل جامعه‌اى آميخته مىدهد . درختى ميانه‌قامت داراى قدرت جست‌دهى بالاست و عناصر دانه‌زاد آن داراى تنه‌اى راست مىباشد . برگهاى آن در فصل پائيز به رنگهاى قرمز ، قهوه‌اى و نارنجى درآمده و منظره شاعرانه و باشكوهى را در مقابل ديدگان آدمى به نمايش مىگذارند . گونه‌اى است بطئى الرشد و سايه‌پسند . ارتفاع آن به 20 - 15 متر و قطر برابر سينه آن تا 80 سانتيمتر مىرسد . داراى چوبى سخت ، سنگين و شكننده و مقاوم در مقابل رطوبت و آب است لذا در شمع‌كوبى و ستون‌بندى معادن زغال‌سنگ و تونلها و نيز براى تأمين سوخت ( زغال و هيزم ) و بالاخره در قرقره‌سازى و ادوات چوبى مصرف دارد .

جوامع لرگ ، توسكا و سفيدپلت :

هريك از گونه‌هاى فوق الذكر ممكن است به تنهائى و يا به صورت آميخته با همديگر جوامعى را در جلگه‌هاى
هامش
( 45 ) .Juglans regia .( 46 ) .Ficus Carica .( 47 ) .Ulmus montana .( 48 ) .Ulmus Carpinifolia .( 49 ) .Prunus lauro cerasus .( 50 ) .Ilex spinigera .( 51 ) .Mespilus germanica .( 52 ) .Zelkova Carpinifolia .