تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
خرمندى يا كلهو ارتفاعات به جنگلهاى خشكىپسند « 19 » منتهى مىگردد . علاوه بر انواع درختان پهن‌برگ كه گونه‌هاى غالب جنگلهاى حوزه درياى خزر از جمله گيلان ، را تشكيل مىدهند بقاياى بعضى انواع سوزنى - برگ هم يا به صورت عناصر پراكنده مثل سرخدار « 20 » در جوامع راشستان و يا به صورت جامعه خالص ولى محدود از نظر سطح مانند زربين « 21 » در درّه رودبار و منجيل و حسن‌آباد چالوس و يا سروكوهى ( ارس ) « 22 » در تركيب و آميختگى اين جنگلها وجود دارند كه بر حسب شواهد و آثار موجود به نظر مىرسد آخرين مراحل دوران انقراض خود را مىگذرانند . در يك مقطع عرضى پراكنش كلى اين جنگلها بر حسب ارتفاع به شرح زير مىباشد : - از ساحل دريا تا ارتفاع 500 متر را جنگلهاى شاخه‌زاد « 23 » پوشانده است . - از ارتفاع 500 متر تا 1000 متر توسط جنگلهاى شاخه و دانه‌زاد « 24 » پوشيده شده است . - از ارتفاع 1000 متر به بالا را نيز جنگلهاى دانه‌زاد « 25 » پوشانده است . مع الوصف ممكن است منطقه رويشى بعضى از عناصر دانه‌زاد مثل بلند - شب‌خسب ليلكى مازو « 26 » در جلگه و ارتفاعات پايين‌تر از 400 - 300 متر و رويشگاه گونهء راش « 27 » هم در بعضى مقاطع ( مثل آستارا و مبارك‌آباد شفت ) تا ارتفاع حدود 150 متر از سطح دريا تنزل كند . در يك اصطلاح ريشه گرفته از فرهنگ عشيره‌اى و عرف فلاحتى و سنّتى ايران و منطقه ، مقاطع سه‌گانه فوق را نيز به ترتيب جنگلهاى قشلاقى ، ميان‌بند « 28 »
هامش
( 19 ) .Xerophiles .( 20 ) .Taxus baccata .( 21 ) .Cupressus Sempervirens Var Horizont .( 22 ) .Juniperus Policarpos .( 23 ) .Feuillus .( 24 ) .Futaie sous taillis .( 25 ) .Futaie .( 26 ) .Quercus Castaneifolia .( 27 ) .Fagus Orientalis .( 28 ) . بند در گويش طالشى به معنى كوه و گردنه مىباشد .