سير و روند قهقرائى جنگلهاى گيلان :
در نتيجه عواملى كه شرح آنها گذشت سطح جنگلهاى گيلان با آهنگى سريع و نگرانكننده رو به كاهش است .
بر اساس مطالعات و بررسيهاى كارشناسى ميزان تخريب و انهدام جنگلهاى گيلان در طول نيمقرن اخير به 000 ، 250 هكتار رسيده است در صورتى كه ميزان جنگلكارى انجام شده از دهه 1340 به بعد بيش از 000 ، 35 هكتار يعنى معادل 7 / 1 سطح جنگلهاى تخريب شده نيست و اين در حالى است كه بعد از انقلاب جنگلكارى مورد توجه قرار گرفته و نسبت به گذشته توسعه و گسترش بيشترى داشته است . نگاهى به آمار جنگلكارى ساير كشورهاى جهان وضع نامساعد ما را در اين زمينه به خوبى روشن مىسازد . سطح جنگلكارى سالانه در كشورهاى چين و شوروى سابق 5 / 4 ميليون هكتار ، در اندونزى 000 ، 187 هكتار ، در فنلاند 000 ، 185 هكتار و در تركيه 000 ، 80 هكتار است . اين كشورها با هيچگونه مشكل حفاظتى و چراى دام در جنگل مواجه نيستند . سطح جنگلكارى سالانه در گيلان به 4000 هكتار هم نمىرسد در حالى كه چندين برابر آن دچار تخريب مىگردد .
همانطور كه قبلا نيز اشاره شد در نتيجه عوامل مختلف اجتماعى - اقتصادى نظير دامدارى در جنگلها و كشاورزى سنتى ، قطعهاى بىرويّه ، آتشسوزى ، رونق جنگلنشينى ، پيشروى اراضى كشاورزى و غيره سطح جنگلهاى ايران با آهنگى سريع و نگرانكننده رو به كاهش است .
بدون شك جنگلهاى شمال از جمله گيلان به دليل شرايط خاص جغرافيائى مانند اقليم مساعد ، بارش كافى ، خاك حاصلخيز ، راههاى نفوذى و نزديكى به تهران و آذربايجان ، داشتن درختان تنومند و چوبهاى صنعتى و تجارتى ، ييلاقهاى باصفا و خوش آبوهوا ، عبور جادههاى مهم ارتباطى كشور از آنها بيشتر در معرض تجاوز و تخريب و پسروى قرار گرفتهاند .
اگر طبق برآوردهاى كارشناسى ميزان برداشت مجاز سالانه چوب از جنگلهاى شمال ايران را حدود 5 / 1 ميليون متر مكعب قبول كنيم بر طبق همين نظرات و تخمينهاى كارشناسى ، كه به احتمال قريب به يقين به حقيقت نزديك مىباشد ، ميزان برداشتهاى غيرمجاز ( قاچاق ) از اين جنگلها براى مصارف مختلف محلى و منطقهاى در حدود 2 تا 5 / 2 ميليون متر مكعب در سال برآورد مىشود . چنانچه رويش متوسط سالانه اين جنگلها را حدود 2 متر مكعب در هكتار فرض كنيم به اين نتيجه تلخ مىرسيم كه مجموع بهرهبرداريهاى مجاز و غيرمجاز از جنگلهاى صنعتى كشور ( با مساحتى در حدود 3 / 1 ميليون هكتار ) خيلى بيشتر از امكان و ميزان توليد بالفعل اين جنگلهاست . به بيان ديگر ما هرساله به جاى افزايش سرمايه ( ثابت ) و پسانداز چيزى هم از اصل سرمايه و موجودى خرج و مصرف مىنمائيم ، كه اين شيوه از يك سو با اصول اقتصاد همساز و قابل توجيه نيست و از سوى ديگر با توجه به ضوابط زيستشناسى و قوانين اكولوژيكى و زيستمحيطى هم خطرناك و هشداردهنده بوده نشانه غفلت و بىتوجهى نسل حاضر به واقعيات ملموس درباره پايدارى و استمرار اكوسيستمهاى جنگلى بيمار كشورمان مىباشد .
از طرف ديگر برآوردهاى كارشناسى حاكى از تخريب سالانه 000 ، 50 هكتار از جنگلهاى باارزش حوزه درياى خزر است كه در صحت آن نمىتوان ترديد نمود . در اين صورت حداقل 000 ، 10 هكتار از اين سطح تخريب يافته را بايد مربوط به جنگلهاى گيلان دانست كه در حد خود افقى تيره و يأسآور را در مقابل چشمان بصير براى نسلهاى آينده ترسيم مىنمايد .
گفتنى است كه امروزه كارشناسان ، كارگزاران و مديران جنگلدارى و جنگلبانى به جاى پرداختن به تحقيق ، مطالعه و بررسيهاى علمى از نظر شناخت عوامل طبيعى ، طراحى و برنامهريزى اصولى براى جنگلهاى كشور بخش عمده وقت و تفكر خود را صرف مسائل و گرفتاريهاى بغرنج از قبيل تنظيم صورتمجلس تخلفها ، تحويل متخلفين به مراجع قضائى ، درگيريهاى مستقيم با متخلفين ، مراجعات مكرر و پيگيريهاى غالبا بىحاصل در محاكم مىنمايند كه عموما مربوط به تجاوزهاى عديده و گوناگون افراد سودپرست و يا ناآگاه به جنگلهاست . چه بسا كه در پايان كار با بىمهرى ، بىتوجهى ، سرخوردگى ، بدبينى و اتهام نيز روبرو مىشوند .
جدول شمارهء 1 مىتواند بيانگر گوشهاى از اين بيمارى اقتصادى - اجتماعى و بحران جنگلهاى شمال كشور و گيلان باشد .
علاوه بر اين تخريب كمّى و پسروى قابل لمس سطح جنگلها بعد ديگر تخريب كه شايد وحشتناكتر و نگرانكنندهتر هم باشد تخريب كيفى جنگلهاى شمال و گيلان است .
تخريب كيفى ، يا به زبان جنگلشناسى و جنگلدارى سير و روند قهقرائى جنگلهاى مرغوب شمال كشور ، متأسفانه از عدم رعايت نكات فنى و ضوابط علمى پيشبينى شده در طرحها هنگام اجراى آنها و نيز عدم انجام تعهدات توسط مجريان ( اعم از دولتى و غيردولتى ) در سه دهه اخير ناشى مىشود . البته بىدقتى در آماربرداريها و برآورد امكان برداشتهاى سالانه ، نشانهگذاريهاى جدول شمارهء 1 - ميزان تخلفات ( قطع درخت ، تجاوز به اراضى و مراتع ) شمال كشور در سال 1367
مأخذ : گزارشهاى فعاليتهاى سال 1367 دفتر فنى جنگلدارى سازمان جنگلها و مراتع كشور .