مهندسى جنگل و مرتع ، ادارهء حقوقى ، بازرسى ، آموزش ، ادارهء مطالعات منابع طبيعى ، ادارهء امور مالى ، ادارهء امور عمومى و خدمات .
تشكيلات شهرستانها : شامل 8 واحد جنگلدارى يا همرديف ادارهء جنگلدارى در شهرستانهاى آستارا ، هشتپر ، رضوانشهر ، فومن ، صومعهسرا ، رودبار ، لاهيجان و رودسر .
هر جنگلدارى در هريك از شهرستانها با توجه به موقعيت و مساحت جنگلها و اراضى منطقه به 4 تا 5 سرجنگبانى و هر سرجنگلبانى نيز به 3 تا 4 پاسگاه جنگلبانى تقسيم مىشود . وظيفهء مهم مأمورين سرجنگلبانيها و پاسگاههاى جنگلبانى حفاظت از جنگلها و مراتع منطقه مىباشد .
از آنجا كه حفظ و حراست جنگلها بدون همكارى جنگلنشينان و روستائيان حاشيه جنگلها امكانپذير نيست پس از انقلاب اسلامى ، مسئولان براى جلب همكارى روستائيان و جنگلنشينان متوجه تأسيس شركتهاى تعاونى گرديدند .
در سال 1365 دو شركت تعاونى به نامهاى شركت تعاونى بهرهبردارى و احياء جنگل امامزاده ابراهيم و شركت تعاونى بهرهبردارى و احياء جنگل امير المؤمنين ( رادارپشته ) در دو منطقه جنگلى امامزاده ابراهيم شفت و رادارپشته سياهكل تأسيس شد كه روستائيان و جنگلنشينان در آنها عضويت يافتند .
اساس كار اين شركتها بر آن است كه عمليات بهرهبردارى و جنگلكارى توسط شركت تعاونى و با مشاركت جنگلنشينان عضو انجام شود و بدين ترتيب با ايجاد كار و اشتغال و سهيم شدن در سود شركت درآمد روستائيان و جنگلنشينان افزايش يابد و از سوى ديگر امور حفاظت و بهرهبردارى اصولى و احياء جنگلهاى منطقه به نحو مطلوب انجام شود .
بر اساس بررسيهاى انجام شده تجاوز به حريم جنگل و ارتكاب اعمالى نظير قطع درختان و تبديل جنگل به زمين زراعى از طرف روستائيان و جنگلنشينان در جنگلهاى هردو حوزه از بين رفته و در يكى دو مورد تخلف و تجاوز ، با همكارى اعضاء شركت تعاونى ، دست متجاوز كوتاه گرديده است .
از زمان انتقال سازمان جنگلها و مراتع كشور از وزارت كشاورزى به وزارت جهاد سازندگى ، با توجه به نتايج مثبتى كه از تأسيس شركتهاى تعاونى بدست آمده موضوع تشكيل و توسعه و گسترش شركتهاى مزبور با جديت بيشترى دنبال مىشود ، بطوريكه در سال 1370 پنج شركت تعاونى ديگر در سطح 000 ، 50 هكتار از جنگلهاى گيلان در مناطق آستارا چاى در حوزهء آستارا ، قيصركوه در حوزه سراوان رودبار ، انجيلبن در حوزهء رودبار ، ملكرود در حوزهء لاهيجان و سياهكل و ليل در حوزهء رودسر تشكيل گرديده و شروع به كار كرده است . ( در حال حاضر سياهكل و ليل جزء لاهيجان است . )
ادارهء كل منابع طبيعى گيلان در نظر دارد شركتهاى تعاونى را در طول برنامه پنج ساله توسعه اقتصادى و اجتماعى گسترش دهد و در هرمنطقه و حوزهء آبخيز اجراى طرح جنگلدارى مصوب را به شركت تعاونى بهرهبردارى و احياء جنگل همان منطقه واگذار نمايد . طبق برنامه تنظيمى تعداد شركتهاى تعاونى در سال 1371 به 12 واحد افزايش يافته حدود 000 ، 120 هكتار از جنگلهاى گيلان را تحت پوشش خواهد گرفت . بر اساس مفاد اساسنامه شركتهاى تعاونى فعاليتهاى جنبى ديگرى مانند دامدارى ، پرورش كرم ابريشم ، پرورش زنبور عسل ، فعاليتهاى صنايع وابسته به چوب ، صنايع روستائى و ديگر فعاليتهاى كشاورزى در قالب شركت تعاونى و به منظور افزايش اشتغال و درآمد و ارتقاء سطح زندگى روستائيان و جنگلنشينان پيشبينى شده است .
تخريب جنگلهاى گيلان
برابر تحقيقات به عمل آمده در طول چند دهه اخير به خصوص در طول دو دهه 1350 و 1360 با افزايش جمعيت در مناطق جنگلى و روستائى ، روند تخريب و نابودى جنگلها نيز در استان گيلان شدت يافته است . قبل از قانون ملى شدن جنگلها در سال 1341 جنگلهاى بكر و دستنخورده در گيلان زياد بود اما در حال حاضر به جرئت مىتوان گفت كه در گيلان چنين جنگلى وجود ندارد و در هر گوشهوكنار و قلهاى از جنگل يك يا چند خانه روستائى و چوبى با تعدادى دام و قطعاتى از زمينهاى زراعتى وجود دارد . از جمله عواملى كه به تخريب جنگلها كمك كرده سپردن كار بهرهبردارى از جنگلهاى مرغوب به شركتها و سرمايهداران بخش خصوصى است . با وجود نظارت فنى از سوى كارشناسان و ناظران سازمان جنگلبانى ، عمليات احياء و تجديد حيات جنگلها هرگز مورد توجه شركتها و سرمايهداران بخش خصوصى قرار نگرفته است .
تقسيمبندى اراضى جلگهاى جنگلى به قطعات 10 هكتارى و واگذارى آنها به سرمايهداران و افراد متنفذ را نيز مىتوان از عواملى بشمار آورد كه انهدام و تخريب جنگلها را تسريع كرده است .
با آنكه بعد از ملى شدن جنگلها و تشكيل سازمان جنگلها و مراتع كشور ، تشكيلات ادارى و سازمانى در استانهاى شمال از جمله گيلان گسترش يافت و بر تعداد كارمندان و كاركنان فنى و حفاظتى و خدماتى افزوده شد و واحدهاى كوچك و بزرگ تحت عنوان سرجنگلبانى و جنگلدارى در بخشها و شهرهاى استان تأسيس يافت ولى هيچگاه روند تجاوز به جنگلها و تخريب و انهدام آنها متوقف نگرديد .
برخوردهاى شديدى نيز كه پس از تصويب قانون ملى شدن جنگلها و همچنين قانون بهرهبردارى از جنگلها و مراتع كشور در سال 1354 با متجاوزين به ثروت ملى انجام گرفت و پروندههاى متعددى كه به مراجع قضائى ارسال گرديد نتوانست از تجاوز و تخريب و انهدام جنگلها جلوگيرى نمايد .
تخريب و انهدام جنگلهاى گيلان را علل و عوامل مختلفى موجب مىشوند كه اهم آنها بدين شرح است :
استفاده از جنگل به عنوان چراگاه
: ساكنين نقاط جنگلى در گيلان مانند ساير نقاط از روزگاران قديم براى تعليف دامهاى خود جنگل را مورد استفاده و يا به عبارت بهتر مورد تجاوز قرار دادهاند . آنها به منظور كمك به رشد علفهاى موردنياز به خشكانيدن و قطع كردن درختان و بريدن شاخهها و از بين بردن برگها مىپردازند تا علفها در فضاى وسيع و روشن رشدونمو بيشترى داشته باشند . آنها به خوبى مىدانند كه بر اثر نفوذ اشعه آفتاب و روشن شدن جنگل رشدونمو علفها سرعت مىگيرد و نياز دامها را برآورده مىسازد .
دامداران گيلان بيش از شش ماه در سال براى تعليف دامها از جنگل استفاده مىنمايند ، چون علوفه جنگل براى دامها كافى نيست دامداران به قطع شاخ و