تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
از تبار انبوه من . * من و پراكندگى عطر برنج من و آرامش عارفانهء « سَل » « 3 »
*
سرود شتابندهء باد بود و ذهن منقلب موج * و زارى سرگردان آسمان و پهناى سينهء خاك . * و قايقى كه در هجرت خويش مرگ و زندگى ماهيگير در آن جارى
*
در آستانهء بىدرگاه ، * بىگاه ، مىپيچد خبر سنگين مرگ جوان . * پيرمرد ( يا ابو الفضل ) گويان ، دست به كمر ! * از دهكدهء مجاور بوى « بَرَم » « 4 » مىآيد * و غوغاى « كشتى گيله‌مردى » اما من ، بىجوانى ! پهلوانى !
*
بر ساحل ايستاده‌ام * « گيله‌وا » « 5 » در من بيداد مىكند .
لنگرود بهار 1351

باديه‌نشين - هوشنگ يگانه

هوشنگ يگانه ( باديه‌نشين ) به سال 1314 شمسى در رشت به دنيا آمد . او شاعرى نوپرداز بود و از پيشگامان راه نيما . خوش درخشيد ؛ اما مرگ زودرس امانش نداد ( 1358 شمسى ) . كتابهاى « يك قطره خون » و « چهرهء طبيعت » از او منتشر شده است . مجموعهء شعرهاى « باديه‌نشين » به كوشش كاظم سادات اشكورى آماده چاپ مىباشد .

فاجعه

صحرا ، تمام مىشد و مىرفت * تا كوليان به منزل و مأواى خود رسند آوازهاى مردان ، « گيسوى دختران » * با اسبهاى چابك ، با كوله‌بارها .
*
دست غروب ، خنجر آلوده مىكشيد * ره را قطار باد به خط اوفتاده بود فتنه ، « درون درّه‌ى تنگ كبودرنگ » * چون چشم رهزنان به كمين ايستاده بود ناگاه حركتى و صداهاى سرب‌گون * با عطسهء گلولهء اول كه مىنوشت : * آغاز داستان را در كادر سرخ خون .
*
در خود حريق مىشد و مىسوخت كاروان * با اسبهاى چابك ، با كوله‌بارها سوگ سياه و مرثيهء بازماندگان * اينك درون جنگل جادوى فاجعه

بافكر ليالستانى - محسن

محسن بافكر ليالستانى به سال 1330 در ليالستان لنگرود به دنيا آمد . تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در گيلان به پايان رسانيد و از دانشگاه مشهد ، ليسانسيهء تاريخ شد . بافكر ، شاعر نوپرداز است اما به غزل نيز عشق مىورزد . كتاب « در متن پرتحرك تاريخ » در 1358 شمسى از او منتشر شده است .

اضطراب

چشمش بر آسمان نگران ماند ، لحظه‌اى * تا قطره‌اى كه مىچكد از ابر آرام بگذرد * از روى شيروانى آشفته از تهاجم باد اينك در آستانه‌ى ايوان * بانوى مضطرب از چشم خود درنگ هراسش را * بخشيد به دسته‌اى پرنده‌ى سرگردان * و چون كبوترى كه به ناگاه از ياد برده بيم عقابى را * آرام سوى لانه‌ى خود برگشت

بدر طالعى - محمود

محمود بدر طالعى به سال 1328 شمسى در رشت به دنيا آمد . دو كتاب داستان « ساتل‌ميش » ( 1356 ) و « بمباران » ( 1371 ) از او منتشر شده است . « چشم‌انداز » مجموعهء شعرهايش ، آماده چاپ است .

توفان سهمگين

گسترده نيلىى دريا ، * و آب كاكائيها ، به موجها تن مىسايند . * نظاره‌گران نقره‌اى آب زمزمه‌ها ساز مىكنند :
هامش
( 3 ) . سَل : آبگير ( 4 ) . بَرَم : كاپ كشتى گيله‌مردى ( 5 ) . گيله‌وا : بادى از غرب به شرق كه هوا ملايم و دريا آرام مىشود .