از تبار انبوه من . * من و پراكندگى عطر برنج
من و آرامش عارفانهء « سَل » « 3 »
*
سرود شتابندهء باد بود و ذهن منقلب موج * و زارى سرگردان آسمان و
پهناى سينهء خاك . * و قايقى كه در هجرت خويش
مرگ و زندگى ماهيگير در آن جارى
*
در آستانهء بىدرگاه ، * بىگاه ، مىپيچد
خبر سنگين مرگ جوان . * پيرمرد ( يا ابو الفضل ) گويان ،
دست به كمر ! * از دهكدهء مجاور
بوى « بَرَم » « 4 » مىآيد * و غوغاى « كشتى گيلهمردى »
اما من ، بىجوانى ! پهلوانى !
*
بر ساحل ايستادهام * « گيلهوا » « 5 » در من بيداد مىكند .
لنگرود بهار 1351
باديهنشين - هوشنگ يگانه
هوشنگ يگانه ( باديهنشين ) به سال 1314 شمسى در رشت به دنيا آمد . او شاعرى نوپرداز بود و از پيشگامان راه نيما . خوش درخشيد ؛ اما مرگ زودرس امانش نداد ( 1358 شمسى ) . كتابهاى « يك قطره خون » و « چهرهء طبيعت » از او منتشر شده است . مجموعهء شعرهاى « باديهنشين » به كوشش كاظم سادات اشكورى آماده چاپ مىباشد .
فاجعه
صحرا ، تمام مىشد و مىرفت * تا كوليان به منزل و مأواى خود رسند
آوازهاى مردان ، « گيسوى دختران » * با اسبهاى چابك ، با كولهبارها .
*
دست غروب ، خنجر آلوده مىكشيد * ره را قطار باد به خط اوفتاده بود
فتنه ، « درون درّهى تنگ كبودرنگ » * چون چشم رهزنان به كمين ايستاده بود
ناگاه حركتى و صداهاى سربگون * با عطسهء گلولهء اول
كه مىنوشت : * آغاز داستان را در كادر سرخ خون .
*
در خود حريق مىشد و مىسوخت كاروان * با اسبهاى چابك ، با كولهبارها
سوگ سياه و مرثيهء بازماندگان * اينك درون جنگل جادوى فاجعه
بافكر ليالستانى - محسن
محسن بافكر ليالستانى به سال 1330 در ليالستان لنگرود به دنيا آمد .
تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در گيلان به پايان رسانيد و از دانشگاه مشهد ، ليسانسيهء تاريخ شد . بافكر ، شاعر نوپرداز است اما به غزل نيز عشق مىورزد .
كتاب « در متن پرتحرك تاريخ » در 1358 شمسى از او منتشر شده است .
اضطراب
چشمش بر آسمان نگران ماند ، لحظهاى * تا قطرهاى كه مىچكد از ابر
آرام بگذرد * از روى شيروانى آشفته از تهاجم باد
اينك در آستانهى ايوان * بانوى مضطرب
از چشم خود درنگ هراسش را * بخشيد
به دستهاى پرندهى سرگردان * و چون كبوترى كه به ناگاه
از ياد برده بيم عقابى را * آرام سوى لانهى خود برگشت
بدر طالعى - محمود
محمود بدر طالعى به سال 1328 شمسى در رشت به دنيا آمد . دو كتاب داستان « ساتلميش » ( 1356 ) و « بمباران » ( 1371 ) از او منتشر شده است .
« چشمانداز » مجموعهء شعرهايش ، آماده چاپ است .
توفان سهمگين
گسترده نيلىى دريا ، * و آب كاكائيها ،
به موجها تن مىسايند . * نظارهگران نقرهاى آب
زمزمهها ساز مىكنند :
هامش
( 3 ) . سَل : آبگير
( 4 ) . بَرَم : كاپ كشتى گيلهمردى
( 5 ) . گيلهوا : بادى از غرب به شرق كه هوا ملايم و دريا آرام مىشود .