از عنكبوت دلتنگى * تو مفهوم آفتابى
اگرچه * بىطاقت پرسه مىزنى
و درياى دمكرده * به جستوجويت
در عطشى تبناك * هذيان مىبافد .
بر چلهء خيال ، نشستهاى * رها شو !
رها شو ! * پيكان بىقرار
پاكسرشت - فرهاد
فرهاد پاكسرشت به سال 1336 شمسى در فومن به دنيا آمد . پاك سرشت طراح ، خوشنويس و شاعر نوگراست . « كژدم در محاصرهء آتش » دفتر شعر او آمادهء چاپ است .
شهر سهشنبه و باران
پروردگار كوچك من ، « فومن » ! * چه برقرار ماندهاى
از بهار خُردينگى * تا پائيز توان سوز ميانسالىام
سلام بر صبورىات .
*
دستى اگر برآيد و پنجرهاى بگشايد * بوى تنت ،
در هنگام عطر كلوچههاى تازه * هوش از سر نسيم مىربايد
تو آنگونه ساكت و صبورى * با جوهر جادوئى سبزينههاى دشت
بر جبين جَگَنهاى خاموش نوشت
*
پروردگار كوچك من ، * فومن !
در ازدحام « سهشنبه » « 6 » * زبانت بوى دروغ و سوگند مىدهد
و چشمهاى ابرىات ، * دلواپس دلىست
كه با چرخش نگاه دزدانهاى به لرزه مىافتد
پاينده - محمود
محمود پاينده به سال 1310 در لنگرود زاده شد ، نويسنده ، محقق ، خوشنويس و شاعر ( فارسىگوى و گيلكىسرا ) نوگرا است . كتابهاى « گل عصيان » شعر فارسى ، « ليلهكوه » شعر گيلكى ، « يهشو بوشوم روخئونه » شعر گيلكى ، « مثلها و اصطلاحات گيل و ديلم » ، « آئينها و باورداشتهاى گيل و ديلم » ، « قيام غريب شاه گيلانى » ، « فرهنگ گيل و ديلم » ، « دكتر حشمت جنگلى » ، « خونينههاى تاريخ دار المرز » و . . . از او تاكنون انتشار يافته است .
درخت و تبر
درخت نعرهء تلخى زد و به خاك افتاد ! * تبر به خنده درآمد از اين حكايت و گفت :
- ببين چگونه به خاك سياهت افكندم ؟ !
*
درخت گفت : تو ما را ز پا نيفكندى ، * كه از وجود تو ، مردافكنى نمىآيد ؛
ز پا فتادهء خويشم ، به خويشتن بنگر * كه پارهء تن من ، دستگير و دستهء تست .
*
به روز رزم ننالد كسى ز دشمن گُرد * چه سازد آنكه به ميدان ز پشت خنجر خورد ؟ !
1369
بهار گيلان
رود غران و راه ، پيچاپيچ * سبزه در سبزه ، كوه و جنگل و دشت
خونِ گرمِ شقايق وحشى ، * ريخته بر كنارِ جادهء رشت
*
برق مىخندد ، ابر مىبارد * باد بوى بهار مىآورد
خوشخوشك مىرود « عمو نوروز » * كز سر دلفك و ستيغ سمام
شب كلاه سفيد بردارد
*
آه ! اى روزگار دور و دراز ! * كه بهاران تازهاى را باز ،
مىكنى در ديار ما آغاز ، * دلگشا كن ولايت ما را
جاودان كن حكايت ما را
پنجهاى - عليرضا
عليرضا پنجهاى به سال 1340 از پدر و مادرى گيلانى در ساوه به دنيا آمد و در رشت ساكن شد . او بازيگر تآتر و شاعر نوپرداز است .
كتابهاى « سوگ پائيزى » ( 1357 ) ، « همنفس سروهاى جوان » ( 1366 ) ،
هامش
( 6 ) . سهشنبه : روز بازار هفتگى فومن