ناصر - ناصر الدين موسوى
ناصر الدين موسوى متخلص به ناصر به سال 1301 در رشت به دنيا آمد و به شيوهء متقدمان مىسرايد .
آنجا كه فقر نيست غنا هم نيست * دنياى ماست گرچه فراهم نيست
آنجا كه فرد را ، غم فردا ، نه * فرداى مطمئن ، دگرش غم نيست
آنجا كه مزد كار بَرَد ، هركس * ناچار ، رنج بيش و غم كم نيست
آنجا كه چاك جز يقهء گلُ نه * از اشك جز نشانهء شبنم نيست
آنجا جهان ماست كه مىآيد . . . * جز اين جهان ، پسندهء آدم نيست
ناعم - ابراهيم ( صافى )
ابراهيم ( صافى ) متخلص به ناعم به سال 1300 شمسى در رشت به دنيا آمد . از آموزشگاه قضائى ثبت فارغ التحصيل شد . اشعار اجتماعى او در مطبوعات تهران انتشار يافت . شيوهء قدما را بيشتر مىپسندد .
آنكه اولبار ، شمشيرى به سوهان تيز كرد * راه را هموار ، بهر مردمى خونريز كرد
آنكه خنجر ساخت از او بود و از ابداع او * پاى اندر موزهء بيداد آن چنگيز كرد
جهل و پندار و خرافات بشر از آن نخست * قصهء تاريخ را از ريشه حزنانگيز كرد
هركه او بگذاشت روزى حلقهاى بر چوب دار * در حقيقت خويش را ز آن روز حلقآويز كرد
ديدى آخر دام كيدى چون به بيرون از بهشت * جان ( آدم ) را قدحآسا ، ز غم لبريز كرد
بهرهاش « ناعم » چه باشد غير خسرانى بزرگ * آنكه بر رغم حقيقت ، خلق را تجهيز كرد ؟
نعمتى - سعيد
سعيد نعمتى به سال 1348 شمسى در كومله لنگرود به دنيا آمد . تحصيلات مقدماتى و متوسطه را در آن شهر تمام كرد و اكنون دانشجوى رشتهء مهندسى است .
ناز فروش و عشوه كن اى گل سرخ ناز من * نيست به غير ناز تو در دو جهان نياز من
مست دو چشم نرگست هستم و ترسم اوفتد * در تبوتاب مستىام ، پرده ز روى راز من
خيره شوم به نقطهاى ، محو ز خود رها شده * تا كه تو جلوه مىكنى ، در گذر نماز من
عطرفشان باغ شد ، شوق نسيم آشتى * باز نمىشود به كس غنچهء دلنواز من
گر به كنار آيدم ، بخت « سعيد » رو كند * كوته از او مگر شود ، تيره شب دراز من
نوربخش - مرتضى
مرتضى نوربخش به سال 1342 شمسى در لنگرود به دنيا آمد . اشعارش در مجلات و مطبوعات منتشر مىشود . غزلسراست و غزلهايش حالوهواى ويژهاى دارد . « باغهاى نارون » و « سرزمين كودكى » از او منتشر شده است .
روزگارى عشق ، حرف سال بود * هر دلى ، داراى شور و حال بود
هيچكس از آشنائى كم نداشت * عاشقى ، رايجترين منوال بود
روزهاى كودكى ، يادش به خير ! * آفتابى ، در تمام سال بود
من نشستم ، زير شاخ لحظهها * در كنارم ، زندگى سيّال بود
دست بردم تا بچينم ميوهاى * زندگانى ، آرزوئى كال بود
نوزاد - فريدون
فريدون نوزاد به سال 1301 شمسى در رشت به دنيا آمد . تحصيلات مقدماتى و متوسطه را در گيلان آموخت و به كار در بانك پرداخت . نوزاد در شعر گيلكى و فارسى ، آثار بسيارى دارد و در همهء رشتههاى ادب و فرهنگ نيز رسالهها و نوشتههائى از او منتشر شده است . كتابهاى « در راه مكه » ، « محكومين محيط » « تاريخ نمايش در گيلان » و « چلتكه » را منتشر كرده و « نامههاى خان احمد گيلانى » او در زير چاپ است .
رنجيدهخاطرم ز بدوخوب زندگى * كرده است خستهام دگر آشوب زندگى
ساقى چه تلخ باده مرا ريخته به كام * كافتادهام خراب ز مشروب زندگى
چون كاغذى مچاله شده جان آگهم * از بس كه گشته است لگدكوب زندگى
خو كردهام به درد چو مرهمپذير نيست * بال و پر شكسته و مضروب زندگى
پر كرده است گوش مرا ناله و فغان * تا نشنوم ترانهء مطلوب زندگى
« نوزاد » رمز فتح ، رضا و توكّل است * گو اين سخن به خستهء مغلوب زندگى
نوشآذر - مهدى
مهدى نوشآذر به سال 1313 شمسى در رشت به دنيا آمد . اشعارش در مطبوعات تهران و گيلان چاپ مىشد . مرگ زودرس مجال نداد كه مجموعهء اشعارش را چاپ كند .
مرا ز درد جهان ، هيچگه جدائى نيست * دل اسير مرا ، فرصت رهائى نيست