سپاس و ستايش خداوندى راست جل سلطانه كه حجاب سراپرده .
ملك 6 / 52 .
* شرح رباعيات ناشناخته :
مظهر النور . ن .
رباعىهايى است با گزارش آنها با سربندهاى « مظهر نور » در وحدت وجود و بيان تنزلات مراتب مشهودات .
آغاز :
حاشا ، حقيقتش ز خور روشنتر - * در مرآت كثرت جمال احمد اظهر .
مشترك 3 / 1615 .
سرفراز 257 ؛ نوشاهى ، انجمن 32 .
* شرح رسالة الحورا .
دوانى - حورائيه .
* شرح رسالهء عرفانى .
از عبد الواحد ابراهيم بلگرامى ( د 1017 ق / 1609 م ) ( - سبع سنابل ، از همو ) . گزارشى است بر برخى « عبارات عجيب عرفانى » .
آغاز : اما بعد حمد اللّه على نواله و الصلاة على بليه محمد و آله . مىگويد موضع اين . . . ؛ مجلس 38 / 297 ش ( 130 ) 14209 .
* شرح رسالهء خاصيت دايره .
از احمد فرزند عبد الكريم فرزند سالم مشهور به ابن جلال حمصى . گزارش رسالهء « خاصيت دايره » ( هف ) كمال الدين ابو سالم محمد فرزند طلحهء عددى است ، در معنى خاصيت دايره به شيوهء عرفانى - حروفى ، كه در 14 شوال 662 ق نگاشته است .
آغاز : اين شرح بعضى مشكلات رسالهء مذكوره است كه احمد بن عبد الكريم بن سالم . . .
در چهاردهم شوال سنهء اثنين و ستين و ستمايه [ 662 ] نوشته است .
نسخهها 2 / 1237 .
ملك 6 / 438 ش 5 / 3466 .
* شرح رسالهء زيتون كبير .
ن . پيش از 1068 ق كه تاريخ مجموعه است .
نسخهها 2 / 1237 ( 1 نسخه ) .
نشريه 6 / 694 .
* شرح رسالة الشوقية .
متن از سهروردى .
گزارش از حسام الدين لاهيجانى . كه شرح عباراتى از « تلويحات » ( هف ) را در 1079 ق به انجام رسانده است . وى اين گزارش را در 1 « مقدمه » و 8 « فصل » نگاشته و در آغاز كار خود را به نام « ترجمة الرسالة الشوقيه » ( هف . . . ) خوانده و گزارش را در سرآغاز ترجمه جاى داده است .
آغاز : بعد حمد الملك المنعام و الصلاة على خير الانام ، محمّد خاتم الانبياء .
نسخهها 2 / 1083 « ترجمة الرسالة الشوقيه » ، 1237 « شرح رسالة الشوقيه » .
* شرح رسالة الطير .
متن از ابن سينا . ترجمه از ساوى - بخش داستانها 1 / 301 و بخش فلسفه . . .
* شرح رسالهء عرفانى .
متن رسالهاى است ناشناخته از خواجه نصير الدين طوسى ( د 672 ق / 74 - 1273 م ) ، عرفانى ، كلامى به فارسى .
گزارش نيز به فارسى است . از ناشناس . چنان كه از خود گزارش به دست مىآيد وى « اشارات » خواجه را نيز گزارش كرده است . در آن از « درة التاج » و از قوشچى و قطب محيى ياد كرده است .
آغاز : حمد بىحد و مدح بىعد . . . ائمهء لغت برآنند كه اشتقاق احمد از حمده است .