تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 908

مساهمون:

ص٩٠٨
بوده است و ديه‌هاى بزرگى همچون هونجان ما با 3612 نفر جمعيت و اسفرجان با 3438 نفر و نقنه با 2160 نفر و تالخونچه با 3755 نفر « 1 » و ديه‌هاى بزرگتر و كوچكتر و همه با اسامى قديم نشان حشمت و اهميت محل و همچنين قدمت آبادانى و تمدن در اين ناحيه است . دربارهء سميرم به تفصيل ذيل همين عنوان توضيحات بسيار آورده‌ايم اجمال آنكه اين ناحيه سردسير ، حاصلخيز ، پرجمعيت و براى دامدارى و احشام و همچنين پرورش انواع درختان ( اسفرجان ) آماده است . نكتهء جالب در جامعه‌شناسى اين محل همان رواج و شياع زبان تركى است كه ظاهرا به علت نزديك بودن اين ناحيه با ايل قشقايى كه ترك زبان‌اند صورت حصول يافته است و اميدى به تغيير آن نيست ولى صرف وجود نامهايى همچون هونگان ، اسفرجان و غيره همه نشان اين است كه چنان كه اشارت رفت اين ناحيه ، مركزى براى تمدن ايران بوده است و ساكنان آن بىشك ايرانى پاك‌نژادند . به احتمال قوى زبان تركى از هنگام نفوذ سلجوقيان در ايران كه بسيارى از آنان در اطراف ايران سكونت گزيده‌اند رواج يافته است . بپردازيم به نام دلنشين و زيباى آن .

واژه‌شناسى :

با دقت در اين نام متوجه مىشويم كه به دو صورت مىشود اين واژه را تقطيع كرد و به معناى آن پى برد . يكى به صورت « هو + ن + گ + ان » كه در اين تركيب جزء اول « هو » به معناى خوب است و همان است كه در هويه « 2 » به معنى خوش آب ( اصفهان ) ، در هوك ( شهرضا ) « 3 » و هوكر « كر - قنات » و هوكى « كى - قنات » ( خرم‌آباد ) و هوگنگ « گنگ به معناى مقدس » ( ايرانشهر ) و هوكند « كند - قنات » و هووه معادل هواوه ( اليگودرز ) و غيره داريم و اما جزء دوم « ن » همان است كه مىدانيم به صورت « نى » و « نا » هم ديده مىشود « 4 » و از همين‌گونه است هون ( بندرعباس ) معادل با « هو + ن » - خوشاب و هونگان ما و دو جزء آخر « گان » ، پسوند كثرت و اتصاف است . مطابق قواعدى كه تاكنون داشته‌ايم و براساس مشابهات و نظاير بسيار در نامهاى امكنه ، تقطيعى كه گذشت معقول و منطقى به نظر مىرسد صورت ديگر اين است كه آن را مركب
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 57 ، 56 ، 55 . ( 2 ) - ن . ك . به : اين نامواژه‌ها در همين فرهنگ . ( 3 ) - ن . ك . به : اين نامواژه‌ها در همين فرهنگ . ( 4 ) - ن . ك . به : نامواژه‌هاى نسار ، نيسيان ، نىنى ، نيا در همين فرهنگ .