مىدانيم كه اين واژهء « مهر » يك واژهء مطلوب و محبوب ايرانى بوده است كه روى نام بسيارى ديهها و امكنه نهاده شده است . اما جزء سوم « ان » همان علامت كثرت و نسبت است و روىهمرفته واژهء گيماران يعنى « زندگى مهران » و « حيات دوستان » در مورد واژههايى مثل كلماران و خود ماربين « 1 » اين توضيح را به تفصيل بيشتر آوردهايم . از واژهء شكوهمند گيماران مهر زندگى و جوشش و كوشش ايرانيان براى تهيهء آب مايهء زندگانى آشكار است .
گيوان
Geyv n
گيوان ( نصرآباد ) در ناحيت كهنسال جرقويه در جنوب شرقى اصفهان ديه بزرگى وجود دارد كه امروز آن را نصرآباد مىگويند . ديهى است بزرگ كه در سال 1375 ، جمعيتى برابر 5041 نفر داشته است و با همهء كمآبى و خشك شدن قناتهاى جرقويه از آبادانى و شكوفايى اين ديه كاسته نشده است و جمعيت آن رو به فزونى بوده است . در سال 1345 ، جمعيت آن را 1327 نفر برآورد كرده بودند . « 2 » و 10 سال بعد جمعيت آن تقريبا دو برابر شده است و اين نيست مگر نشان آبادى و شكوفايى اقتصادى ناحيت جرقويه بالاعم و اين ديه بالاخص .
دربارهء جغرافياى تاريخى و جامعهشناسى و سابقهء تمدن ناحيت جرقويه ذيل عنوان جرقويه به تفصيل توضيحات مستوفى آورده شده است . « 3 » و در اينجا افزون بر آن لزومى ندارد توضيحاتى داده شود .
خوانندهء عزيز من به شگفت نيايد كه چرا واژهء نصرآباد به صورت تازى شده در عناوين ما آمده است . حقيقت آن است كه نام اين ديه را گيوان ( به « گاف » فارسى ) آوردهاند « 4 » و اين است همان واژهاى كه ما در صدد توضيح آن هستيم و از روى آن قدمت و سابقهء تمدن اين ناحيه نيز آشكار مىشود .
واژهشناسى :
در تقطيع اين واژه به دو جزء « گى + وان » تجزيه مىشود ، جزء اول « گى »
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : همين نامواژه در اين فرهنگ .
( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 23 .
( 3 ) - ن . ك . به : نامواژهء جرقويه در همين فرهنگ .
( 4 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 275 .