گريز
Gariz
گريز نام ديهى است نسبتا كوچك در جمع ديههاى دهستان جوشقان اصفهان . اين ديه در سال 1345 فقط 103 نفر جمعيت داشته است « 1 » و چون آب منطقه به علت كم شدن نزولات آسمانى كاهش يافته بيم آن دارم كه اينك جمعيت آن كمتر شده باشد . همهء ناحيت به همين جهت از شكوفايى اقتصادى بهرهمند است و اجمال جامعهشناسى روستايى و تاريخچهء آن به تضاعيف در ذيل نامواژههاى متعدد آمده است . « 2 » اين ناحيه به حكم همين نامواژههاى كهن از مراكز قديم تمدن و سكونت اقوام آريايى بوده است . گويش خاصى نيز در بين مردم متداول است ناحيه به دامپرورى و صنعت قالىبافى نامبردار مىباشد . آنچه كه در اين ناحيه جلب نظر مىكند به غير از شيوههاى خاص زندگانى قديم و آثار و علايم قدمت ، وجود گويش جوشقانى است كه خود بهترين روشنگر حال و قدمت اين ناحيه است . بپردازيم به واژهشناسى آن .
در اطراف كشور به مناسب مطلوب افتادن اين نام هم به صورت ممال « واوى » و هم به صورت ممال « يايى » آن فراوان آمده است . به صورت ممال « واوى » گروزه ( بويراحمد ) ، گروس ( گچساران ، مراغه ، مرند ) ، گروسان ( خرمآباد ) و به صورت ممال « يايى » گريچه ( سنندج ، مشهد ) ، گرجوئيه ( بافت ، هشترود ) ، گريزان ( خرمآباد ) ، گريز ( اصفهان ، كاشمر ، مشهد ) ، گريزه ( سنندج ) و غيره و غيره .
واژهشناسى :
« گر » در لغت به معناى كوه است و همان است كه گاهى به حكم امكان تبديل حروف غر مىشود . فى المثل غرجستان ، كه ناحيت بزرگ و كهنى بوده است در افغانستان از همين واژه گرفته شده است و امثال و نظاير بسيار هم دارد . اما جزء دوم « ايز » ، همان واژهء كهن « او » ( ممال يايى ) + حرف هموند « ز » است كه به تفصيل در واژهء آز ، ازيران ، ازوار و بسيارى ديگر « 3 » داشتهايم پس گريز با تركيب « گر + آو » ( يا ممال « يايى » آن ايز ) به
هامش
( 1 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا . ص 28 .
( 2 ) - ن . ك . به : نامواژههاى جوشقان ، مهرآباد و رجان و غيره در همين فرهنگ .
( 3 ) - ن . ك . به : اين نامواژه و همسانهاى آنها در همين فرهنگ .