439 نفر جمعيت داشته است « 1 » و اينك البته بيشتر است و علت آن بهتر شدن وضع اقتصاد و بهداشت و زراعت بهتر مىباشد . در سالهاى اخير بهعلت الحاق آب كوهرنگ به زايندهرود ، در ديههاى براآن آب مطمئن و آسان بهدست مىآيد و اقدامات بهداشتى و ريشهكن شدن مالاريا و دفع آفات گياهى و مخصوصا سنخوارگى يكباره وضع اقتصادى ناحيه را تغيير داد و به ترقى و بهبود كشانيد . دربارهء جامعهشناسى و اوضاع اجتماعى براآن اينجا صحبتى نمىكنيم چونكه ذيل عنوان براآن هرچه گفتنى باشد گفتهايم . ازاينرو مىپردازيم به نام كهن و زيباى آن . اين نام يك واژهء قديمى با تركيبى بسيار دلكش مىباشد و ابدا نبايد اشتباه كنيم كه ارتباطى با سفال و كندله ( در لهجهء اصفهان ظرف سفالى شكستهء كهنه ) داشته باشد .
واژهشناسى :
در تركيب آن مىبينيم كه از سه جزء تشكيل يافته است . « كند + ل + ان » جزء اول « كند » همان است كه در فارسى در كلمهء كندآور يا گندآور داريم در مورد كلمه « كنداور » فرهنگنويسان اين صورت را ترجيح دادهاند و برخى ديگر صورت « گندآور » را پسنديدهاند . بههرصورت چه با « ك » تازى و چه با « گ » فارسى هردو به معناى شجاع و دلير و جنگاور مىباشد . در فرهنگ فارسى معين هردو صورت را پذيرفتهاند و باز آن را به همان معناى شجاع و دلير دانستهاند . بههرصورت جزء اول آن يعنى « كند » يا « گند » همان است كه در امثلهء جندان و جنديج ( اين دو نامواژه ديده شود ) و غيره ديديم ، در مورد كندلان نيز همان صورت با « ك » تازى شياع بيشتر دارد و در تداول عامه هم به همين صورت تلفظ مىشود و معنى آن نيز « كند » معادل « جند » يا « گند » به همان معناست . اما جزء دوم حرف هموند است كه براى گريز از صعوبت تلفظ در ميان دو جزء واژه مىآيد . چون تلفظ « كند + ان » مشكل است آن را كندرّان با « ر » وقايه تلفظ مىكنند و چون حرف « ر » و « ل » در پهلوى يك علامت داشته است ، آسان كندران را كندلان مىخوانند و معنى آن مىشود محلى كه به شجاع و يا شجاعان و دليران تعلق دارد و يا در آن سكونت دارند . جزء آخر آن علامت كثرت و نسبت است .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 220 . در سال 1375 جمعيت آن به 723 نفر رسيده است .