تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
است ، جزوى معدود را از پادشاهان قاهر ، كى ذو القرنين [ 1 ] شدند و از ملوك فرس و اكاسره [ 2 ] كى نام بردار بودند ، هيچ پادشاه ديگر را ، مانند آن نبوده است در جهان مآثر . [ 3 ] خداوند عالم - خلّد اللّه ملكه [ 4 ] - بر آن « 1 » ايشان روشن و پيداست ، از آنچ آن پادشاهان ، يا آفتاب پرست بوده‌اند يا ملّتى [ 5 ] ضعيف داشته‌اند و خداوند عالم - اعزّ اللّه انصاره [ 6 ] - هنرهاى ملوكانه و مناقب [ 7 ] پادشاهانه را به دين متين [ 8 ] و اعتقاد پاكيزه بياراسته است و رونق گرفته و اصل همه هنرها و مايهء جملهء منقبت‌ها ، دين است - إن شاء اللّه تعالى - عمر و ملك و دولت خداوند عالم « 4 » ، همچون عمر نوح و ملك سليمان و دولت افريدون كناد و جهان را سر بسر ، مسخّر فرمان عالى او گرداناد و چشم بد و دست نوايب [ 9 ] ازين دولت قاهرهء روزگار همايون ، مصروف و دور داراد بمنّه وسعة رحمته [ 10 ] لمحمد و الطّاهرين « 5 » من آله و عترته .
شرح
[ 1 ] . صاحب دوشاخ : داشتن دو شاخ از تخيلات اساطيرى بسيار كهن است و . . . گروهى از شاهان قديم به اين لقب خوانده شده‌اند . ( معين ) . [ 2 ] . جمع كسرى : خسروان . [ 3 ] . جمع مأثره : اعمال پسنديده ، و مكرمت‌هاى موروثى . [ 4 ] . خداوند جاودان بداراد پادشاهى او را . [ 5 ] . ملت : دين . [ 6 ] . خداوند يارانش را گرامى بداراد . [ 7 ] . جمع منقبت : آنچه مايه ستايش ديگران و فخر و مباهات شخص باشد . هنر . ( معين ) . [ 8 ] . متين : محكم و استوار و پا بر جا . [ 9 ] . جمع نائبه : سختىها ، مصيبت‌ها . [ 10 ] . به حق نعمت و گستردگى بخشش وى و محمد و خاندان پاك وى سوگند .
هامش
( 1 ) .p: بر راى : ( 2 ) .p: فارس . ( 3 ) .p: ندارد . ( 4 ) . دولت خداوند را خداوند همچون . درBاين صفحه كاملا خراب است . ( 5 ) . درB: لمحمد و الطّاهرين خوانا نيست و درp، و الطاهرين حذف شده است . و لمحمد من عترته الطاهرين .