تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤

ذكر ستايش خداوند عالم ، سلطان معظّم غياث الدّنيا [ 1 ] و الدّين ، اعزّ اللّه انصاره

و چون ايزد « 1 » ، شخصى شريف را از جملهء بندگان خويش اختيار كند ، زمام ملك و پادشاهى در قبضهء او نهد و جهاندارى و جهانبانى او را دهد ، بزرگترين عنايتى كى در حقّ آن پادشاه بر خصوص [ 2 ] و دربارهء عالميان بر عموم [ 3 ] ، فرمايد ، آن باشد كى همّت آن پادشاه روزگار را ، به علم و عدل مايل دارد ، از آنچ ، همهء هنرها در ضمن اين هر دو فضيلت است و چون هنرهاء پادشاه بدين هر دو فضيلت ، آراسته باشد ، آن ، جزئى بود از اجزاء نبوّت كه حق تعالى او را به
شرح
[ 1 ] . مقصود ، غياث الدين محمد بن ملكشاه بن الب ارسلان است كه در شعبان 474 ه . ق متولد شد و با برادرش سنجر به بغداد رفت و المستظهر بالله ، او را خلعت بخشيد كه عبارت بود از خلعت‌هاى هفتگانه كه به سلاطين دهند و طوق و تاج و سوارين بپوشانيد و خليفه به دست خود او را لوا بست و دو شمشير ، بر وى حمايل ساخت و او را پنج اسب ، با زين ببخشيد و در جامع بغداد خطبه سلطنت به نام او خواندند و اين واقعه در سال 495 ه . ق اتفاق افتاد . او برازنده‌ترين پادشاه سلجوقى بود كه آثارى پسنديده و روشى نيكو و معدلتى شامل داشت و در روز پنجشنبه 24 ذى الحجه سال 511 ه . ق در اصفهان به سن 37 سال و چهار ماه و شش روز درگذشت و در مدرسه عظيميه مدفون گشت و آن مدرسه وقف طايفه حنفى بود . ( وفيات الاعيان ج 2 ص 156 تا 158 ، سلجوقنامه ظهير الدين نيشابورى ، ص 42 تا 44 ) و ( راحة الصدور راوندى ص 152 تا 167 . ) . [ 2 ] . خصوصا . [ 3 ] . عموما .
هامش
( 1 ) .P: « عزّ و جلّ » اضافه دارد .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 44 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى