تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨

مرغزارهاء معروف به پارس

مرغزار آورد « 1 » [ 1 ] : مرغزارى است سخت نيكو ، سردسير ، سراسر ، « 2 » چشمه هاء آب و ديههاء آبادان ، و ديههاء آنجا چون بجّه « 3 » و طيمرجان « 4 » و غير آن ، ملك مردم است ، خراج آن به پادشاه گذارد و طول اين مرغزار ، ده فرسنگ در عرض پنج فرسنگ است . مرغزار سيكان : [ 2 ] اين مرغزار ميان شيراز و كوارست و جايى خوش است و آبى بزرگ ، ايستاده است و بيشه‌يى است و معدن شيران است و طول آن مرغزار پنج فرسنگ باشد در عرض سه فرسنگ . مرغزار دشت ارژن [ 3 ] : اين مرغزار كى بر كنار بحيرهء ارژن است ، بيشه است و معدن شير ، طول آن ده فرسنگ در عرض يك فرسنگ .
شرح
[ 1 ] . مرغزار آورد اكنون به كوشك زرد معروف است . علفزارى خوب و طويل و عريض است و چشمه‌هاى بسيار دارد و هوايش سرد است و علفش در غايت سازگارى و از ديه‌هاى بزرگ در آن حوالى ديه بجه و طميرجان و غيره است . طول اين مرغزار ده فرسنگ است و در عرض پنج فرسنگ . ( نزهة القلوب ، ص 134 ) . [ 2 ] . مرغزار سيكان ( : سكان ، شكان ، اوشكان ، شكان ) در ميان شيراز و كوار است و در ميانش آبى استاده ، و در اين حدود بيشه‌يى است و جاى شيران . طول اين مرغزار پنج فرسنگ و عرض سه فرسنگ است . ( ص 135 ، نزهة القلوب ) . [ 3 ] . مرغزار دشت ارژن : در كنار بحيره‌يى است كه در آن صحراست و در آن حدود بيشه‌يى است و در او شيران
هامش
( 1 ) .p: آورد . ( 2 ) .P: ندارد . و « و » داخل شده است به پيش از « چشمهاء . ( 3 ) .P: يم . قراذتB: ظاهرا روشن نيست . ( 4 ) .P: طميرجان .