چون خبر اين فتح با عمر بن الخطّاب « 1 » رسيد ، خرّم گشت و گفت اين آغاز فتح پارس است و نامهء نبشت سوى « 2 » علاء حضرمى ، تا عتبة [ 1 ] بن فرقد السّلمى را به مدد هرثمة بن جعفر البارقى « 3 » فرستاد ، تا با ديگر اصحاب جزاير جنگ مىكردند و بعد از آن ديگر باره عمل بحرين و عمّان به عثمن بن ابى العاص ثقفى داد و اين عثمان ، برادرش حكم « 4 » بن « 5 » ابى العاص را با لشكر [ ى ] از عبد قيس و ازد و تميم و بنى ناجيه « 6 » و غير ايشان ، بفرستاد و جزاير [ 114
f
] بنى كاوان « 7 » [ 2 ] بستدند و اصل اين جزاير ، جزيرهء قيس [ 3 ] بود و آن را پيش از آن جزيره قيس نگفتندى ، امّا چون عرب آن را بستدند ، بنى عبد ، قيس ، نام نهاد و با ولايت پارس رود و چون اين جزاير ، گشاده بودند ، روى به زمين پارس نهادند و اعمالى كى بر ساحل دريا بود ، بگشادند و به توّج آمدند و بگرفتند و آنجا مقام كردند و اين توّج از كورهء اردشير خوره است و در آن عصر والى پارس از قبل يزدجرد ، شهرك مرزبان بود و چون شنيده بود ، و لشكرى عظيم جمع آورد [ و ] تا ريشهر « 8 » برفت به قصد عرب و حكم بن ابى العاص از توّج به قصد ايشان بيرون رفت و ميان هر دو لشكر ، جنگ در پيوستند و يكى بود از مقدّمان عرب ، نام او سوّار بن
شرح
مطابقت مىكند . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 282 ) . مرحوم بهروزى در حاشيه ابن بلخى مرقوم فرمودهاند :
كه مقصود جزيره لارك است كه در باب هرمز و نزديك جزيره قشم واقع است ، جزيره لارك نزديك به 7 فرسخ جنوبى بندر عباس است . ( فارسنامه ابن بلخى ، چاپ مرحوم بهروزى ، ص 130 ج 1 ) .
[ 1 ] . ر ك فارسنامه ناصرى ، ج 5 ، ص 173 .
[ 2 ] . اصطخرى مىنويسد : در نواحى اردشير خوره ، جزيرههاى معروف در دريا : بنى كاوان ، لافت و خارك است .
( ص 100 مسالك و ممالك ) .
[ 3 ] . جزيره قيس را به فارسى كيش مىگويند در جزيره كيش شهرى ساخته شده بود كه بارويى مستحكم داشت و آب آن از بركههاى متعددى حاصل مىشد و در نزديكى ساحل محلى براى صيد مرواريد بود . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 277 ) .
هامش
( 1 ) .B: اضافه دارد : لعن الله عنه .
( 2 ) .B: سو .
( 3 ) .Bp: الباتى .
( 4 ) .BP: ندارد . بنگريد طبرى 2698 / 1 .
( 5 ) .p: ابن .
( 6 ) .B: ناجبه .
( 7 ) .BP: كاران . ر ك ياقوت 20 / 79 / 2 .
( 8 ) .p: از شهر .