( ذكر ملوك ، كى بعد از اپرويز بودند در فتور ) :
شيرويه بن اپرويز
چون پدر را كشته بود ، هفده تن ديگر را از برادران و برادر [ 1 ] « 1 » زادگان بكشت همه به شجاعت و هنرمندى افزونتر از وى ، بعضى به راى وزيران و بعضى به استبداد « 2 » خويش [ 2 ] ، پس بيمار شد و شومى آن ناپاكى او را دريافت و علّت طاعون پديد آمد و بيشترين بزرگان و لشكر فرس بدان هلاك شدند و شيرويه هم بدان علّت بمرد . [ 3 ] و قومى گفتهاند كى پدرش چون دانست كى او را بخواهند گرفت ، زهر در خنبرهء [ 4 ] زرّين كرد و مهر بر نهاد و بر آنجا نبشت كى دارويى كى جماع را سود دارد ، « 3 » پس
شرح
[ 1 ] . خسرو قصد داشت مردان شاه را كه يكى از دو پسرى بود كه از شيرين داشت به جانشينى برگزيند . چون قباد ملقب به شيرويه كه پسر مريم دختر قيصر بود و مقام ارشديت داشت ، از اين امر آگاه شد به يارى فرمانده كل نيروى كشور گشسب اسياذ كه برادر رضاعى او بود و شمطا و نيوهرمزد اعلام پادشاهى كرد و خسرو گريخت ولى او را يافته و دستگير كردند و در خانهاى به نام « خانه هندو » زندانى ساختند و در بامداد روز بعد كشتند . ( ايران در زمان ساسانيان ، ص 517 ) .
[ 2 ] . برخى را با مشاورت وزيران و بعضى را به ميل خود كشت .
[ 3 ] . بعضى گويند او را زهر دادند و بعضى مرگ او را به طاعون نسبت دادهاند . به نوشته تئوفانس ، شيروى را شيرين مسموم ساخت . فردوسى مىگويد شيروى پس از مرگ شيرين بيمار شد و بسى برنيامد كه او را زهر دادند و كشتند در حالى كه بيش از هفت ماه پادشاهى نكرده بود .به شومى بزاد و به شومى بمرد * همان تخت شاهى ، پسر را سپرد( فرهنگ نامهاى شاهنامه ، ص 644 ) . اخبار الطول مدت پادشاهى او را هشت ماه مىداند . ( ص 120 ترجمه فارسى اخبار الطوال ) .
[ 4 ] . همان خمره است .
هامش
( 1 ) .B: « و برادر » را ندارد .
( 2 ) .P: با استعداد .
( 3 ) .P: قوّت دهد .