ندانستى كردن ، اما با اين همه امنى بود و عمارتى مىكردند [ 1 ] » و « ركن الدوله خمارتگين قوّت راى و تدبير آن نداشت كى تلافى اين حال كند و با اين همه يك دو بار به سيراف رفت و هر بار امير كيش او را تحفهها فرستاد و كسان او را رشوتها دادى و او را بازگردانيدند . . . » . [ 2 ] و اعمال فارس به اين واسطه استقامتى نمىيافت . » . [ 3 ]
5 . امير فرامز بن هدّاب كه در آن روزگار فرمانرواى ريشهر بود « و ديگر قلاع امير فرامرز داشت . . . » [ 4 ]
6 . بزرگان كرد و شبانكاره فارس : ابن بلخى در بخش كردان و شبانكاره فارس كه از اعتبار تاريخى منحصر به فردى برخوردار است ، از تنى چند از بزرگان شبانكارهء همزمان خود ياد مىكند مانند حسويه [ 5 ] بن سلك [ 6 ] ، ابراهيم رزمان [ 7 ] ، مهمت [ 8 ] ، فضلوية بن ابى سعد [ 9 ] و سياه ميل . [ 10 ]
شرح
[ 1 ] . همين كتاب ، ص 322 .
[ 2 ] . همين كتاب ، ص 330 .
[ 3 ] . ابو العباس احمد بن ابى الخير زركوب شيرازى ، شيراز نامه ، به تصحيح بهمن كريمى ، 131 ، ص 41 .
[ 4 ] . همين كتاب ، ص 353 .
[ 5 ] . همين كتاب ، ص 315 .
[ 6 ] . همين كتاب ، ص 390 .
[ 7 ] . همين كتاب ، ص 392 .
[ 8 ] . همين كتاب ، همانجا .
[ 9 ] . همين كتاب ، همانجا .
[ 10 ] . همين كتاب ، همانجا .