زنديق پديد آمد و طريق زندقه پديد آورد ، و اشتقاق زندقه از كتاب زند است كى زردشت آورده بود و به لفظ پهلوى معنى زندقه آن است كى نقيض زند ، يعنى به خلاف كتاب زند - همچنانك ملحدان ، - ابادهم [ 1 ] اللّه - نقيض قرآن مىكنند و تفسير آن مىگردانند و آن را تأويل مىگويند تا مردم را مىفريبند و كسانى را كى به عقل ، ضعيف باشند و غور سخن ندانند و از علم مايهء ندارند ، گمراه مىكنند ، و چون مانى پديد آمد و اوّل كسى كى زندقه نهاد ، او بود و فتنه در عالم پيدا گشت و شاپور ، كسان برگماشت تا او را بگيرند ، بگريخت و به ولايت صين [ 2 ] رفت و آنجا [ 63
f
] طريق اباحت پديد آورد و تا عهد بهرام بن هرمز بن شاپور ، آنجا بماند ، و تمامى حكايت او در وصف روزگار بهرام كرده آيد ، تا كتاب از ترتيب نيفتد ، و امّا آثار شاپور در عمارت جهان بسيار است و اين شهرها او كرده است : [ 3 ]
بىشاپور « 1 » از اعمال پارس ، اين بيشاپور « 2 » در اوّل ، طهمورث كرده بود ، پيش از جمشيد و آن را « دين دلا » گفتندى ، پس اسكندر رومى آن را خراب كرد و اين شاپور بن اردشير آن را به حالت عمارت باز آورد و « بىشاپور » نام نهاد اكنون « بشاپور » « 3 » مىخوانند .
بلاد [ 4 ] شاپور در همسايگى جنبد « 4 » [ 5 ] ، نواحى است از اعمال پارس كى به
شرح
دروازه را « باب مانى » خواندند ( همانجا ) ( فرهنگ نامهاى شاهنامه ، ص 603 ) .
[ 1 ] . خدا ايشان را هلاك گرداناد .آن جا خط وقت را بدى خواه * آن جاهد دين ، اباده الله( خاقانى ) .
[ 2 ] . چين .
[ 3 ] . حمزه نام اين شهرها را نىشاپور ، شاد شاپور ، به ازانديو شاپور ، شاپور خواست ، بلاش شاپور ، فيروز شاپور ، مىداند . ( سنى ملوك الارض ، ص 34 ) .
[ 4 ] . بلاش شاپور .
[ 5 ] . اخبار الطوال مىنويسد : شاپور چون از روم باز آمد شهر جندى شاپور را بنياد نهاد . ( ص 50 ) و در مجمل التواريخ مىخوانيم : شادروان شوشتر او كرد كه از عجايب عالم است و شهرها بسيار كرد چون شاپور و نيشابور ، شاد شاپور ، به از انديو شاپور ( شهرى بهتر از انطاكيه از آن شاپور : جندى شاپور ) ، شاپور خواست ،
هامش
( 1 ) .B: نىشابور ،P: نيشابور .
( 2 ) .BP: نيشابور .
( 3 ) .BP: نشابور .
( 4 ) .B: جند .P: چند .