تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
بزرگى ، نهايت آن محصور نيست و پايان و انتهاى آن به جهت پر آبى و وسعت مساحت آن معلوم نيست . بسيارى از دريانوردان را عقيده آن است كه اين دريا در وصف نمىگنجد . زيرا چنان كه گفتيم شاخه‌هاى فراوان دارد . بسا كه كشتىها در دو سه ماه يا يك ماه اين دريا را مىپيمايند كه بستگى به وزش بادها و آرامش دريا دارد . در ميان درياهايى كه در محدوده درياى حبشى است . از اين درياى لاروى بزرگتر و هولناك‌تر نيست . در سوى ديگر سواحل اين دريا ، درياى زنج و بلاد ايشان واقع است . و عنبر درياى لاروى اندك است زيرا عنبر ، بيشتر در بلاد زنج « زنگ » و نيز در ساحل شحر از سرزمين عرب است . مردم شحر از نسل « قضاعة بن مالك بن حمير » و ديگر عربانند . ادعا مىشود كه هر كس ساكن اين سرزمين است ، عرب است « 1 » . مردم « مهره » سرى پر مو و سينه‌اى ستبر دارند و زبان ايشان به جز زبان عرب است زيرا كه شين را به جاى كاف به كار مىبرند ، چنان كه مىگويند : « هل لش ( لك ) فيما قلت لى و قلت لش ( لك ) ان تجعل الذي معى فى الذي معش ( معك ) » . و نيز مثالهاى ديگر كه در سخنان ايشان و برخى از كلامشان وجود دارد . اهل مهره فقير و بينوا هستند و ايشان شترانى دارند كه در شب بر آنها سوار مىشوند و مشهور به شتران مهرىاند كه در سرعت شبيه شتران بجاويه است و حتى برخى گويند تندروتر است و مردم آنها را در ساحل درياى خود حركت مىدهند . اين شتران چون بوى عنبرى را كه دريا به ساحل افكنده شده احساس كنند كنار آن مىخوابند و سوار عنبر را بر مىدارد . شتران براى اين كار تربيت شده و به عنبر عادت كرده‌اند . بهترين نوع عنبر آن است كه در اين ناحيه و در جزاير و سواحل زنج بدست مىآيد . اين عنبر گرد و آبى رنگ و كمياب است و همچون تخم شتر مرغ يا كمى كوچكتر است . برخى از اين عنبرها را ماهى معروف به وال كه پيش‌تر ياد شد مىبلعد . سبب آن است كه چون دريا طوفانى مىشود ، عنبر را همچون تكه كوهى يا كوچكتر از قعر دريا كنده بالا مىاندازد چون وال عنبر را
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 147 ، 148 .
سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 162 | سليمان تاجر السيرافي