حمير « 1 » و جرهم « 2 » و تبابعه « 3 » است . آنان به زبانهاى عربى عادى كهن صحبت مىكنند كه بيشتر آنها را عربها نمىفهمند . آنان قريهها و آبادانى ندارند و به سختى و تنگى معيشت زندگى مىكنند . سرزمين آنان به سرزمينهاى عدن « 4 » سواحل يمن و جدّه « 5 » از جدّه تا جار « 6 » و ساحل شام مىرسد
درياى قلزم و بنادر آن
و از آنجا به درياى قلزم « 7 » ختم مىشود و اينجا همان جايى است كه خداى تعالى - جلّ ذكره - مىفرمايد :
« وَ جَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حاجِزاً »
« 8 » و دريا در اين جاى پايان مىپذيرد . سپس دريا از ناحيه قلزم به سمت سرزمين بربر « 9 » مىپيچد و آنگاه به جانب غربى و مقابل سرزمين يمن يعنى به حبشه متصل مىگردد . پوست پلنگهاى بربرى از ناحيه حبشه آورده مىشود . اين پوستها بهترين و پاكيزهترين انواع پوستها است . همچنين صدف ، عنبر و ذبل ، كه همان استخوان پشت لاكپشت است در آنجا يافت مىشود . كشتىهاى مردم سيراف هرگاه به اين دريا كه در سمت راست درياى هند واقع است ، مىرسند از آنجا به جده مىروند . در همانجا لنگر مىاندازند و كالاهايى را كه به سمت مصر مىبرند به كشتىهاى قلزم منتقل مىكنند زيرا براى كشتىهاى سيرافىها به دليل سختى مسير و
هامش
( 1 ) .Himyar.
( 2 ) .Jurhum.
( 3 ) .Tubba.
( 4 ) .Aden.
( 5 ) .Juddaa.
( 6 ) .Al - jar.
( 7 ) .Kulzum.
( 8 ) . سوره نمل ، آيه 61 ( ميان دو دريا مانعى قرار داد ) .
( 9 ) .Barbar.