سرزمين ( ايران و عرب ) اتفاق افتاده بود او را آگاه ساخت ، ارسطو در نامهاى به او تأكيد كرد كه جزيرهاى به نام سقوطرا را كه در آن صبر « 1 » مىرويد ، بيابد . چون صبر داروى بزرگى است كه معجونهاى طبى بدون آن كامل نمىشود . ارسطو سفارش كرد كه بهتر است مردم اين جزيره از آنجا كوچ داده شوند و به جاى آنها از يونانىها در آنجا سكنى داده شوند تا جزيره را در اختيار گيرند و صبر از آنجا به شام و روم و مصر برده شود . اسكندر جزيره را گرفت و ساكنين آن را بيرون كرد و عدهاى از يونانيها را در آنجا سكونت داد و به سرداران خود كه هنگام كشتن داراى ( داريوش ) بزرگ فرمانبردار او ( اسكندر ) بودند ، فرمان داد كه مواظب يونانيان اين جزيره باشند ، و آنان در امنيت بودند تا اينكه خداوند حضرت عيسى ( ع ) را به نبوت مبعوث كرد و دعوت آن حضرت به يونانيان اين جزاير نيز رسيد و همراه روميان به مسيحيت گرويدند و فرزندان آنان تا امروز با اقوام ديگرى در اين جزيره اقامت دارند .
در اين كتاب ، يعنى كتاب اول ، از آنچه در سمت راست و مقابل دريا ، هنگامى كه كشتىها از عمان و سرزمين اعراب خارج مىشوند و در ميان درياى بزرگ به راه مىافتند ، واقع است ، ذكرى به ميان نيامده است و تنها نواحى سمت چپ دريا را كه شامل درياى هند و چين است و هدف ما از نوشتن اين كتاب وصف همين منطقه بود ، آورديم .
سرزمين عرب در سمت راست هندوستان
در اين دريا كه در سمت راست هندوستان و آن سوى عمان قرار دارد ، سرزمين شحر « 2 » واقع شده كه محل رويش درختان كندر و از سرزمينهاى عاد « 3 » و
هامش
( 1 ) .Sabr، عصارهء درختى تلخ ، تبرزد و زكاب و چادروا - فرهنگ نفيسى ، ج 3 ، ص 2127 .
( 2 ) .Sihr.
( 3 ) .Ad.