تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
سر هر زنجير را مردى در دست مىگيرد و مىكشد و آنان را از پيشروى باز مىدارد تا سفرايى براى گفتگو رفت و آمد كنند ، اگر صلح ميانشان برقرار شود ( كه هيچ ) ولى اگر صلح برقرار نشود ، آن زنجيرها را بر گردنشان محكم مىكنند ، و آنان را براى نبرد رها مىكنند . هيچ كس نمىتواند با آنان برابرى كند . آنها از جاى خود كنده نمىشوند مگر كشته شوند « 1 » .

مسلمانى در سرزمين زنگ

اعراب در دلهاى آنها هيبتى بزرگ دارند . و هرگاه شخص عربى را ببينند بر او سجده مىكنند و مىگويند ، اين مرد از مملكتى آمده است كه در آنجا درخت خرما مىرويد . و اين امر به دليل اهميت خرما در نزد آنان است . آنها همچنين سخنورانى دارند كه در هيچ امتى سخنورانى به زبان‌آورى آنها نيست . و نيز در ميان آنها كسانىاند كه عبادت مىكنند و خود را با پوست پلنگ يا ميمون مىپوشانند و عصا به دست مىگيرند و در مقابل مردم مىايستند و گروهى به گرد آنها حلقه مىزنند . سپس آن شخص يك روز از صبح تا شب بر سر پا مىايستد و براى آنها سخن مىگويد و آنها را به ياد خداوند مىاندازد و اخبار و كارهاى گذشتگانشان را بازگو مىكند . از اين منطقه پوست پلنگهاى زنگى صادر مىكنند كه رنگهاى سرخ و سفيد دارند و بزرگ و گشادند . در درياى زنگ جزيره‌اى است كه « سقوطرا » « 2 » ناميده مىشود و در آن صبر اسقوطرى مىرويد . اين جزيره نزديك بلاد زنگ و بلاد عرب است و بيشتر مردمانش مسيحى هستند و علت مسيحى بودنشان اين است كه وقتى اسكندر مملكت ايران را تصاحب كرد با معلمش ارسطو « 3 » مكاتبه كرد و از آنچه در دو
هامش
( 1 ) . در اخبار الزمان منسوب به مسعودى نيز آمده است ، ترجمه ، ص 57 . ( 2 ) .Socotora. ( 3 ) .Aristote.
سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى ) — صفحة 135 | سليمان تاجر السيرافي