تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
چندين طفل ديده‌ام كه به وقت ولادت محموم « 1 » متولد شده‌اند . و حيّات و عقارب مهلكه در آن زمين بسيار متولّد مىشود و عقرب آن دم از پى مىكشد ، نه چون عقارب مواضع ديگر . بدان سبب آن را جراره خوانند . و گويند هر جنس عطر و طيب كه بدان ولايت برند ، رايحهء آن باطل مىشود « 2 » و هيچكس از اهل علم و صنايع « 3 » دقيقه از آن بلاد مشهور نيست مگر ابو الحسن اهوازى كه منشى خوب بوده است . و هو اعلم . « 4 »

صورت خوزستان « 5 » ( اين است ) « 6 »

هامش
( 1 ) با ، گ : مجموع . ( 2 ) مل شود . ( 3 ) مل : صناعت . ( 4 ) با : و للّه توفيقه . ( 5 ) مل ندارد . ( 6 ) فقط در اساس .