تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١

ذكر بلاد خوزستان

خوزستان را اهواز نيز خوانند . گويند عرب خوز را جمع كردند بر اخواز ، و اخواز را معرّب ساختند به اهواز . ديار خوزستان ما بين بصره و فارس است . شرقى آن به « 1 » بلاد فارس و اصفهان است ، و غربى بصره و « 2 » رستاق واسط « 3 » ، و جنوبى درياى فارس از عبّادان تا مهرويان ، و شمالى بعضى از توابع اصفهان و كوه لورستان « 4 » تا متصل مىشود به زمين عراق و رستاق واسط كه ذكر كرده شد . و زمين خوزستان اكثر زمين نرم و « 5 » هموار است و كوه كم دارد مگر دو سه موضع . رود « 6 » خانهاى بزرگ و بطايح و آجام بسيارست و انواع ثمار از نخلستان و قصب « 7 » نيشكر و غيره و انواع حبوبات فراوان باشد به تخصيص برنج . هواى تابستان در غايت گرمى بود و هوامّ و حشرات موذيه « 8 » در آن زمين بسيار است . و از سكان و قطان آن « 9 » اهل علم و تميّز كمتر باشند . اكثر لئيم و ناكس و مفسد و شرير . بعضى گويند خوز مشتق از خوك است كه خنزير را گويند « 10 » و اهالى آن ديار را « 11 » بدان نسبت كنند . روايت كنند كه [ كسرى به بعضى از عمّال خود نبشت كه ] « 12 » بدترين اطعمه بر بدترين چهار پايان به دست بدترين « 13 » خلايق پيش ما فرست . آن عامل خرماى « 14 » قديد « 15 » بر خرى بار كرده به دست خوزيئى بفرستاد . هواى آن ديار در تابستان و خريف در غايت رداءت باشد . به تخصيص با غربا . ( تب ) « 16 » دايم لازمهء آن ديارست تا غايتى كه حكايت كنند از دايه‌اى كه تقرير كرد كه
هامش
( 1 ) مل ندارد . ( 2 ) مل ندارد . ( 3 ) مل : لرستان . ( 4 ) مل ندارد . ( 5 ) مل ندارد . ( 6 ) با : در او . ( 7 ) با ، گ ، مل : ندارند . ( 8 ) گ : نوديه . ( 9 ) اساس : او . ( 10 ) مل : كه خنزير باشد . ( 11 ) با ندارد . ( 12 ) اين عبارت را مل ندارد . ( 13 ) اساس : به دست‌ترين . ( 14 ) با ، مل : سرمايى . ( 15 ) با : قدير . ( 16 ) اساس ، با ، گ ندارند .
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 91 | عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو ) / صادق سجادى