خابور « 1 » ، آن چشمهاست . امّا مشهورتر آن چشمها چهار است : عين الاس و عين الصّرار « 2 » و عين الرّياحيّه و عين الهاشميه . و آب اين چشمها در غايت روشنى و صافى است : با وجود آنكه عمق آن بسيار باشد ، هر ريگى كه در تك آب باشد بتوان ديد . گويند متوكل خليفه بدانجا رسيد ، فرمود تا ده هزار درم در عين الصّرار « 3 » ريختند به موضعى كه عمق آب « 4 » ده گز زيادت بود . « 5 » مجموع را رعاياى آن موضع بر آوردند كه يك درم مفقود نماند . و اين رأس العين راعين ورده نيز خوانند . ميان دجله و فرات است . « 6 » و اول نهر خابور است .
باغستان و زراعت بسيار دارد ، و حصارى دارد كه « 7 » با روى آن از سنگ سياه است ، و در اقليم چهارم است و « 8 » آن را از ديار ربيعه شمارند .
ماردين
شهرى است از شهرهاى جزيره ، و قلعهاى دارد بر كوه . از « 9 » روى زمين تا به ذروهء « 10 » ان كوه گويند « 11 » دو فرسنگ باشد « 12 » كه يك راه باريك بيش ندارد و بر بالاى كوه « 13 » جشمه آب به قوّت « 14 » و در روى زمين مثل آن قلعهاى « 15 » هيچ جا نشان نمىدهند . و در آن كوه ماران گزندهء « 16 » مهلك باشند . « 17 » و سنگ آبگينهء خوب در آن كوه هست . و فتح ماردين نيز در ايام عمر « 18 » بوده است به صلح ؛ و حالا مدتهاى مديد « 19 » است كه حكام [ خلفا بعد سلف در آن قلعه حاكماند . و حضرت امير صاحبقران - انار اللّه برهانه « 20 » - هرگاه بدان نواحى مىرسيد ( حاكم آنجا ) « 21 » وظيفهء خدمتكارى به جاى ] « 22 » مىآورد « 23 » ، تا در شهور سنهء ثلاث و
هامش
( 1 ) با : جانور .
( 2 ) مو : عين الضرار .
( 3 ) عين الضرار .
( 4 ) مو : آن .
( 5 ) مو : ده گز بود زيادت .
( 6 ) مو : بوده است .
( 7 ) مو : و .
( 8 ) مو ندارد .
( 9 ) با ، گ ، مج ، مل : گويند از .
( 10 ) گ ، مل ، دروازه . مو : زروه ( كذا )
( 11 ) فقط در اساس ، مو .
( 12 ) مل : است .
( 13 ) با : آن كوه .
( 14 ) با ، گ ، مل ، مج : به قوت باشد .
( 15 ) گ ، مل ، مج : كوه و قلعه . با : كوه قلعه .
( 16 ) مو : گيرند .
( 17 ) اساس ، مو : باشند مهلك .
( 18 ) اساس : در زمان امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه . مو : در ايام امير المؤمنين عمر .
( 19 ) با : مدت مديدى . گ ، مل . مج : مدت مديد .
( 20 ) جملهء دعائيه را مج ، مل ندارند .
( 21 ) اساس ندارد .
( 22 ) اين عبارت را مو ندارد .
( 23 ) مو : مىآورند .