ذكر احوالى كه در ممالك فارس و عراق بعد از فتح اصفهان واقع شد
چون حضرت سلطنت شعارى - خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - را اين فتح دست داد و زمان ضرب و طعن و اوان داروگير منقضى « 1 » شد ، لشكر را از نهب و غارت منع فرمود و سايهء امن و امان بر خاص عام « 2 » افكنده ، روى به نظم و نسق كار ديوان و تربيت « 3 » و تدبير آن آورد و به ضبط ممالك و حفظ مسالك و رعايت اولياء و اهانت اعدا اشتغال نمود و تدارك و تلافى خللى چند كه در ايّام هرج و مرج حادث شده بود به خوبترين وجهى به جاى آورد . و امارت جيوش و حكومت بلاد فارس و عراق بر كسانى كه استعداد مباشرت آن شغل داشتند مقرّر فرمود : ممالك اصفهان به امير زاده رستم بن امير زاده عمر شيخ بهادر ارزانى فرمود و از آن تاريخ باز تا روز تحرير ، اوامر و نواهى آن نواحى در قبضهء اقتدار اوست ؛ و ممالك همدان و لرستان با توابع و مضافات آن به امير زاده بايقرا سيورغال فرمود ؛ و حكومت قم و آن نواحى به امير زاده سعد وقاص بن امير زاده محمّد سلطان بن امير زاده جهانگير داد ؛ و ممالك رى به امير زاده ايجل « 4 » بن اميرانشاه گوركان نامزد فرمود ؛ و به جهت خدمتكارى كه نصر اللّه صحرايى كرده بود مملكت ساوه به دو مسلّم داشت و رايت همايون [ به جانب فارس در حركت آمد .
چون خورشيد فلك اقتدار به طالع سعد و اختر همايون ] « 5 » بر خطّهء فاخرهء شيراز طلوع كرد ، حكّام و گماشتگان اطراف و اكناف فارس روى به اردوى همايون آوردند . مجموع امراى لر و شول هر كس « 6 » در آن موضع اسمى و رسمى داشت به بساط بوس بندگى حضرت شتافت . ايلچى دندى سلطان خود پيشتر از ولايت خوزستان رسيده بود و
هامش
( 1 ) با ندارد .
( 2 ) با : عوام .
( 3 ) با ، گ : تربيت .
( 4 ) اساس ، با ، گ : ابحل . مل : انجل . مو : بحل . تصحيح قياسى است .
( 5 ) اين عبارت را مل ندارد .
( 6 ) مل : هر كسى كه .