هست و « 1 » بر شرق فرات است . بعضى گويند ( كه آن را يكى « 2 » ) « 3 » از « 4 » اولاد مالك بن دعر بنا كرده « 5 » و در كتاب معجم البلدان مىگويد « 6 » بعد از شش سال از موت اسكندر ، سلوقوس « 7 » كه ملك « 8 » روم بود آن را « 9 » بنا نهاد و بر زبان ايشان آن را اذاسا خوانند .
حراّن
مدينهاى بزرگ بوده « 10 » است و خراب شده و « 11 » در قديم صابيان « 12 » در آنجا مىبودهاند و تلى عظيم دارد كه گويند معبد صابيان « 13 » بوده است « 14 » و آن را تعظيم مىكنند و به ابراهيم عليه السّلام « 15 » نسبت مىدهند و آب و درخت در آن موضع اندك است و « 16 » كوه بر سمت جنوب و شرق « 17 » آن « 18 » افتاده « 19 » ، و از كوه تا حرّان « 20 » دو فرسنگ است . و خاك آن موضع سرخ است ، و اهل آن موضع ، آب « 21 » از كاريز خورند « 22 » و بيرون [ شهر است ] . « 23 » رها « 24 » و حرّان « 25 » و توابع از « 26 » ديار مضر « 27 » است .
رقّه
مدينهاى خراب است و باروئى دارد . بر شرقى فرات است و آن را « 28 » رقّة البيضاء خوانند . اصل « 29 » ديار بنى مضر « 30 » بوده است [ گويند در قديم بزرگترين شهرهاى ديار بكر
هامش
( 1 ) با ، گ ، مج ، ندارند .
( 2 ) مو ندارد .
( 3 ) اساس ندارد .
( 4 ) مو ندارد .
( 5 ) اساس ، مو : كردهاند . مل : كرده است .
( 6 ) مو ، مل : مىگويند .
( 7 ) اساس : سيلوقوس . مو : سلوقوش . مل : فيلوقوس .
( 8 ) مل ، گ : مالك .
( 9 ) با : او را .
( 10 ) مو ندارد .
( 11 ) فقط در اساس و مو .
( 12 ) مل : صائبان .
( 13 ) مل : صائبان .
( 14 ) مل ندارد .
( 15 ) فقط در اساس و مو .
( 16 ) با ، مج ندارند .
( 17 ) مو : شرقى .
( 18 ) مج : او .
( 19 ) مل : افتاده است .
( 20 ) مو : جران .
( 21 ) مل ندارد .
( 22 ) با : مىخورند .
( 23 ) مل ندارد .
( 24 ) همه نسخهها : و رها .
( 25 ) مو : جران .
( 26 ) اساس : آن .
( 27 ) همه نسخهها جز اساس : مصر .
( 28 ) با ندارد .
( 29 ) همه نسخهها جز اساس : و اصل .
( 30 ) گ ، مج : مصر .