عماديه
در اين موضع قلعهاى معمور است و تا موصل سه منزل است . « 1 » بر سر سنگى نهاده ، و زير آن آبها « 2 » روان است و بساتين نزه دارد و بر جانب شمال اربيل افتاده است . « 3 »
ثمانين
قريهاى است كه در مشرق دجله واقع شده « 4 » و تا دجله يك روزه راه است و « 5 » بر جانب شمال عماديه است و در پاى كوه جودى است . گويند « 6 » كشتى نوح آنجا به خشكى رسيد كه « و استوت على الجودى » . از كشتى كه بيرون آمدند هشتاد تن بودند . هر كس در پاى آن « 7 » كوه منزلى ساختند . بدين سبب آن را ثمانين خوانند . گويند « 8 » بعد از آنكه نوح آنجا « 9 » ساكن شد و آن هشتاد كس « 10 » هر يك « 11 » مقامى ساختند ، و بائى در ميان ايشان پيدا شد كه به غير از نوح و سه فرزند او ديگر هيچكس نماند . اين قريه بالاى موصل است ، نزديك جزيرهء ابن عمر . بر « 12 » بالاى كوه جودى خانهاى است از سنگ گويند كه « 13 » آن را « 14 » نوح ساخته است و در آنجا عبادت كرده و هنوز بر جاى است « 15 » ، همان عمارت اول است ؛ آن را « 16 » دير الجودى خوانند « 17 » و بدانجا به زياردت روند .
رها
مدينهاى بزرگ است و كنيسهاى عظيم دارد ؛ و در آن « 18 » زيادت از سيصد دير « 19 » بوده است در زمان نصارى ، اكنون خراب است ، و اثرهاى غريب عجيب « 20 » در اين موضع
هامش
( 1 ) مج ندارد .
( 2 ) با : در زير آبهاى . مل : و در زير آن آبهاى .
( 3 ) فقط در اساس .
( 4 ) مج : واقع است . مل : افتاده است .
( 5 ) فقط در اساس و مو .
( 6 ) مو : و گويند .
( 7 ) با ندارد .
( 8 ) مو : و گويند .
( 9 ) مو ندارد .
( 10 ) مو : تن .
( 11 ) مج : هر كس .
( 12 ) با ، گ ، مل ، مج : در . مو : و بر .
( 13 ) با ، مو ندارند .
( 14 ) با : او را .
( 15 ) همه نسخهها جز اساس : برجاست .
( 16 ) مج : او را .
( 17 ) ما ندارد .
( 18 ) مو : درد .
( 19 ) اساس : در .
( 20 ) با : عجيب و غريب .