ذكر وقايعى كه در زمان حكومت امير زاده اسكندر در فارس واقع شد
اول قضيه در زمان حكومت امير زاده اسكندر « 1 » آن بود كه داروغهء يزد ، ابا بكر ، ياغى شد و امير عبد الصّمد و امير طاهر كه بعد از شهيد شدن امير زاده پير محمّد بدان طرف « 2 » رفته بودند ، بىمحابا ايشان را بگرفت . و بيك ملك آقا در يزد بود . او را از يزد بيرون كرده ، با پرستاران او بىحرمتى كرد و اموال ايشان را به غارت برد . چون امير اسكندر بر اين صورت مطّلع شد عبد اللّه و عبد الكريم و محمود خوارزمى را با چند قشون مرد به محاصرهء يزد فرستاد و خود بعد از چند روز كه ضبط شهر كرده بود ، از دار الملك شيراز به عزيمت اصفهان بيرون آمد .
در آن ايّام معتصم بن زين العابدين بن « 3 » شاه شجاع كه از طرف مادر پشت و پناه دودمان اويسيّه « 4 » و از طرف پدر اميدگاه خاندان مظفّريه مىزيست ، به اتّفاق بسطام و رهنمونى قاضى احمد صاعدى و بعضى از امراء تركمان و آذربايجان كه مفلوك بودند ، حكومت عراق در خيال آورده متوجّه اصفهان شدند . امير زاده عمر شيخ خود هنوز سنّ مباركش . . . . « 5 » بيش نرسيده بود . با امير سعيد و فاضل و جلبانشاه و ساير امرا كه در اصفهان بودند تا به موضع كرالن « 6 » به استقبال رفتند و به يكديگر نارسيده بازگشتند ، و اصفهان را به طرح گذاشته « 7 » با كوچ به جانب يزد متوجّه « 8 » شدند . فاضل در حدود برا آن از ايشان جدا گشته « 9 » متوجّه جانب امير زاده اسكندر شد و امير زاده اسكندر چون خبر معتصم شنيد ، صديق و كيومرث و بنان را « 10 » با لشكرى كه داشتند به جانب اصفهان فرستاد ، و با همه لشكر از عقب روان شد . به منزل قومشه امير فاضل و جمعى كه با او همراه بودند
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : اول قضيهاى كه در زمان حكومت امير زاده اسكندر واقع شد .
( 2 ) گ ندارد .
( 3 ) اساس ندارد .
( 4 ) اساس : او بسته .
( 5 ) در همه نسخهها خالى است .
( 6 ) اساس : كيزالن . مل : كرائن .
( 7 ) با : باز گذاشته .
( 8 ) با ندارد .
( 9 ) با : از ايشان گذشته .
( 10 ) مل : ساير را .