تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
ايشان زد و دست چپ امير زاده محمّد از جاى برداشت . امير زاده پير محمّد چون ديد كه جنگ در اوج جوانغار سخت شد و حسين شربتدار را تحمّل غنيم خود نيست ، امراء كوپاك مثل امير عبد الصّمد بن امير حاجى سيف الدّين و خواجه على شربتدار و عبد الكريم و قبچاق را متعاقب هم به مدد فرستاد . از طرف ديگر جلبانشاه چون به صدر اغلن رسيد ، به يك ضرب صدر اغلن بگريخت . امّا يونس ترخان و اصلى « 1 » بيك و على صوفى بن بخت دولت و چند امير قشون ديگر [ بر وى ] « 2 » جمع گشته خود را بر طاهر بن امير حاجى سيف الدّين زدند و شمشير كارى به حيثيّتى در ميانشان « 3 » دست داد كه سر از پاى نادانسته تا دو ساعت نجومى در يكديگر افتاده ، داد مردى و مردانگى دادند و همچنان به جنگ مشغول بودند كه فاضل از كندلان « 4 » برسيد و حمله نمود و به اتّفاق لشكر اصفهان را از جاى برداشته براندند « 5 » و صديق نيز حمله كرده ، قاضى احمد و سلطانشاه را از جاى بحنبانيد . هزيمت بر لشكر امير زاده رستم افتاده ، امير زاده بعد از كوشش بسيار به جانب كاشان رفت . چون به كاشان رسيد ، سلطان شاه « 6 » و تغلقشاه و امير حسن جاندار با فرزندان امير زاده رستم پيش از او « 7 » به كاشان رسيده بودند . چون با ايشان ملاقات كرد « 8 » ، تهيّهء اسباب خراسان به قدر وقت نسق نموده « 9 » و حسن جاندار و يوسف خليل و سلطان آق بوقاسى « 10 » را كه در كاشان گذاشته ، خود با فرزندان متوجّه خراسان شد . و در آن ايّام حضرت سلطنت شعارى - خلّد اللّه ملكه و سلطانه - به سبب فتنهء خدايداد حسينى « 11 » متوجه جانب « 12 » ما وراء النهر گشته بود . امير زاده رستم نيز بدان طرف رفت . بعد از آنكه خبر شهيد شدن امير زاده پير محمّد در فارس « 13 » به بندگى حضرت رسيد ، امير زاده رستم را از سمرقند به طرف عراق روانه فرمود . و امير زاده اسكندر از راه مايين متوجّه خراسان شد .
هامش
( 1 ) اساس : اصيل . ( 2 ) اساس : اصيل . ( 3 ) اساس : اصيل . ( 4 ) با خوانده نشد . ( 5 ) با ، گ ، مل : بر آمدند . ( 6 ) اساس ندارد . ( 7 ) با : آن . ( 8 ) با ، گ : كردند . ( 9 ) با ، گ ، مل : كرده . ( 10 ) گ : آق بوقايى . مل : آق بوقا . ( 11 ) اساس : او جينى . ( 12 ) با ، مل ندارند . ( 13 ) با ، گ ، مل ندارند .