ذكر لشكر كشيدن امير زاده پير محمّد به جانب اصفهان
در اوايل شهور سنهء احدى عشر و ثمانماية امير زاده پير محمّد لشكرى ساخته از ممالك فارس عازم اصفهان شد ؛ و امير زاده رستم در اوايل بهار با لشكرهاى خود از اصفهان بيرون آمده بود و به علف خوار گندمان نشسته . چون خبر توجّه امير زاده پير محمّد معلوم كرد ، مستعدّ حرب و قتال گشته ، غرور او بدان مشابه بود كه مىگفت جماعتى كاروانيان شيراز جهت ما تنسوقات و متبرّكات مىآورند . چون امير زاده پير محمّد نزديك رسيد ، امير زاده رستم اغرق خود را گذاشته با مجموع سوار و پيادهاى كه داشت « 1 » دو فرسنگ از يورت خود پيش آمده ، محلّ جنگ اختيار كرده فرود آمد . و قراولان طرفين يكديگر را ديده با هم سخن گفتند « 2 » و از طرفين لشكر يكديگر احتياط نمودند و هر يك به طرف قول خود بازگشتند . « 3 » هر دو لشكر آن شب تا طليعهء روز « 4 » به حزم و احتياط تمام به سر بردند . چون صبح بدميد ، از طرفين صفها راست كردند . آواز كوس حربى و برقو و نقاره زلزله در زمين و ولوله در آسمان انداخت .
امير زاده پير محمّد ، جلبانشاه برلاس را به دست راست « 5 » معيّن گردانيد و امير زاده طاهر بن امير حاجى سيف الدّين با او ، و دست چپ را حسين شربتدار با لشكر كرد و لر دولداى « 6 » و قول را به امير سعيد برلاس و شيخ محمّد جوان و صديق سپرد و چندين « 7 » قشون آراسته به جهت كوپاك معيّن گردانيد . و از طرف امير رستم ، سلطان شاه و قاضى احمد صاعدى « 8 » در قول ، و صدر اغلن و امير زاده اسكندر در مقابله جلبانشاه ، و خود با جمعى بهادران در مقابله حسين شربتدار . و هنوز صفها تمام « 9 » راست نشده بود كه بر
هامش
( 1 ) مل ندارد .
( 2 ) مل : نگفتند .
( 3 ) اساس : باز گرديد .
( 4 ) با ، گ ، مل : صبح .
( 5 ) اساس ندارد .
( 6 ) مو : ترلداى . با خوانده نشد . گ : نرلدايى . مل : برلداى ( كذا )
( 7 ) با ، گ ، مل : چند .
( 8 ) مل : حامد احمدى .
( 9 ) با ندارد .