تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
بوقا ] « 1 » و تومن « 2 » و يونس جلاير و على جلاير « 3 » و سيف الدّين قمر الدّين و ذو القرنين مغول « 4 » از امير زاده اسكندر رويگردان گشتند و امير زاده اسكندر متوجه اصفهان شد . آن جماعت كه از امير زاده « 5 » اسكندر برگشته بودند دو فرقه شدند . توكل ارس بوقا و تومن و سيّد على و يونس و مستوى به جانب اردوى امير زاده [ عمر رفتند و يوسف و شير على و نوكرانى « 6 » كه خزانه امير زاده اسكندر به عهدهء ايشان بود همچنان با خزانه گريخته به طرف امير زاده ] « 7 » اميرانشاه « 8 » رفتند . امير زاده اسكندر چون به اصفهان رسيد قريب يك ماه آنجا بود . بعد از آن متوجّه فارس شد . چون به شيراز رسيد ، بعد از سه روز خبر رسيد كه امير زاده عمر برادر خود ابا بكر را گرفته « 9 » است و بر قصد عراق و فارس عازم شده . آشوبى در عراق و فارس افتاد . بعد از مشاوره رأى ايشان بر آن قرار گرفت كه برادران هر سه در اصفهان با لشكرها جمع شوند . در آن ايّام امير زاده پير محمّد يزد را نامزد امير زاده اسكندر كرده كه مال او در وجه اخراجات او باشد . اغرق امير زاده اسكندر با بيكسى سلطان متوجّه يزد شدند و امير زاده اسكندر با امير زاده پير محمّد به جانب اصفهان رفتند . چون ايشان به اصفهان رسيدند امير زاده عمر به حوالى همدان آمده بود . امير زاده پير محمّد و برادران حاجى مسافر را به رسالت پيش امير زاده عمر فرستادند و ميان ايشان مصالحه شد و امير زاده عمر به جانب آذربايجان مراجعت نمود . امير زادگان بعد از چند روز كه در اصفهان بودند ، امير زاده پير محمّد به جانب شيراز معاودت نمود و امير زاده اسكندر به يزد رفت . بعد از آن امير ادكو [ مملكت كرمان را ضبط كرده ، امير زاده پير محمّد ايلچى به كرمان فرستاد و توقّع آن داشت كه امير ادكو ] « 10 » در فرمان او باشد . چون جواب نه « 11 » بر مراد امير زاده پير محمّد داد ، استعداد لشكر كرده به اتّفاق امير زاده اسكندر متوجه كرمان شدند . امير ادكو نيز
هامش
( 1 ) فقط در اساس ، مو . ( 2 ) گ خوانده شد . مل : بر من . ( 3 ) گ ، مل : جراير . ( 4 ) گ ، با : نعول . مل : لعول ( كذا ) ( 5 ) با ندارد . ( 6 ) گ : نوكراى . ( 7 ) مل ندارد . ( 8 ) مل : ميرانشاه . ( 9 ) مل : امير زاده عمر را برادر خود ابا بكر گرفته . ( 10 ) اين عبارت را مل ندارد . ( 11 ) با ندارد .