هر چه تمامتر به طرف فارس فرستاد و مقرّر فرمود كه چند كس را از مفتّنان آن واقعه به سياست رساند و امير زاده پير محمّد را با آن نمك حرامى « 1 » كه اين گرد فتنه برانگيخته بود بند كرده به اردو آوردند . اللّه داد چون به شيراز رسيد جمعى « 2 » از مخالفان امير زاده پير محمّد « 3 » او را به رشوتهاى بسيار بفريفتند تا به سخن ايقاقان در آمده چند كس را به قتل رسانيد و مستوى بن محمّد حنيه « 4 » را كه يكى از امير زادگان اندكان بود در آن تهمت ، يك دست و يك پاى ببريد و امير زاده پير محمّد را بند كرده به طرف اردو مراجعت كرد . امير زاده رستم به موجب فرمان عالم مطاع در ممالك فارس متمكّن شد « 5 » و اللّه داد [ امير زاده پير محمّد را به اردو رسانيد . حضرت امير صاحبقران ايقاق را بفرمود كه به ياساق « 6 » رسانيدند و ] « 7 » امير زاده پير محمّد را روزى چند مخاطب داشت . بعد از آن به قدر صلاح وقت التفاتى به حال او كرده باز با سر عنايت آمد . و در سفر شام و روم ملازم اردوى همايون بود و در وقت فتح روم تربيت فرموده دار الملك شيراز را با توابع و مضافات هم به دستور اول به امير زاده پير محمّد ارزانى فرمود . و در وقت مراجعت از روم چون به اغرق « 8 » پيوست لطف اللّه بن بابا تيمور بن آق بوقا را در ملازمت او تعيين كرده امير الامراء لشكر فارس گردانيد .
در حادى عشر ذى القعدة الحرام سنه خمس و ثمانماية مقضى المرام روانهء فارس گشتند . فرمان اعلى حضرت صاحبقرانى به نفاذ پيوست كه امير زاده رستم متوجه لرستان شود و قلعهء دولت آباد و بروجرد « 9 » را عمارت كند . چون امير زاده پير محمّد به دار الملك شيراز رسيد ، ( امير زاده ) « 10 » رستم به موجب فرمان اعلى مملكت را به دو تسليم نموده متوجّه بروجرد « 11 » شد و امير زاده پير محمّد بار ديگر صاحب سرير مملكت فارس شد .
هامش
( 1 ) مل : نمك به حرامى .
( 2 ) با ندارد .
( 3 ) اساس : احمد .
( 4 ) با ، گ ، مل : مسوى بن محمد حنبه . مو : مستوى بن محمد حسنه .
( 5 ) گ ، مل : گشت .
( 6 ) مل : ياسا .
( 7 ) اين عبارت را با ندارد .
( 8 ) مل : اغروق .
( 9 ) اساس ، با ، گ ، مو : روجرد .
( 10 ) اساس ندارد .
( 11 ) همه نسخهها جز با : وروگرد .