تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
امير زاده عمر بعد از اين قضايا به فارس آمد و امير زاده پير محمّد تعظيم تمام « 1 » نمود و لشكرهاى فارس جمع كرده امير لطف اللّه را به محافظت سرحدّ لرستان چهار دانگه مقرّر گردانيد و با سوار و پياده فارس روى به اصفهان نهاد . و امير زاده اسكندر نيز با لشكر خود بديشان ملحق شد . امير زاده رستم خود در اصفهان بود . هر چهار شاهزاده به موضعى كه به قهبر « 2 » اولنگ موسوم است ملاقات كردند و لشكر فارس و عراق عرض دادند و امير زاده ابا بكر نيز چون خبر غارت شدن اغرق خود شنيده بود ، در بند انتقام شده لشكرهاى خود جمع كرده بود به درگزين آمد . اين لشكر نيز روى به وى « 3 » كرده از طرفين متوجه يكديگر گشتند تا « 4 » در موضعى كه به جزيره مشهور است ملاقات فريقين افتاد . در آن موضع جنگ كردند . بعد از آنكه امير زاده پير محمّد عمر آن « 5 » لشكر را متفرّق گردانيده بودند و ظفر يافته ، ناگاه قضيّه منعكس شده و امير زاده ابا بكر مظفّر شد . امير زاده پير محمّد به جانب شيراز رفت و امير زاده اسكندر به يزد ، [ و امير زاده رستم به اصفهان ] « 6 » و امير زاده عمر متوجّه خراسان شد . امير زاده ابا بكر غنايم بسيار گرفته به ظاهر اصفهان رفت و بعد از جنگ بسيار ، خرابى چند كرده به جانب آذربايجان معاودت نمود . و در آن ايّام كه امير زاده پير محمّد [ به شيراز رسيد ، لطف اللّه بن بابا تيمور با شيخ امير يسراوى « 7 » صلح كرده از امير زاده پير محمّد ] « 8 » رويگران شده به اصفهان رفت و به امير زاده رستم پيوست . مادّهء نزاع ميان امير پير محمّد و امير زاده رستم زيادت شد . بعد از آن ميان امير زاده اسكندر و امير زاده پير محمّد نيز غبارى پيدا شد و در بند ايذاى « 9 » يكديگر شدند . تا به حدّى رسيد كه امير زاده پير محمّد لشكرى به يزد كشيد . چون به منزل تفت رسيد بعضى از خوانين « 10 » و آقايان در ميان آمدند و ميان برادران به صلح انجاميد . امير زاده اسكندر بيرون رفت و امير زاده پير محمّد او را تربيت فرموده ، اجازت مراجعت به يزد داد و خود به دار الملك شيراز مراجعت نمود « 11 » بعد از آن خبر وفات امير ادكو به يزد رسيد و
هامش
( 1 ) گ ، مل ندارند . ( 2 ) با خوانده نشد . گ : مهبر ( كذا ) مل : عهر . ( 3 ) مل : رى . ( 4 ) اساس : باز . ( 5 ) اساس : از . ( 6 ) اين عبارت را با ندارد . ( 7 ) گ بىنقطه . م : بسراوى . ( 8 ) اين عبارت را با ندارد . ( 9 ) با ، گ : ايزاى . ( 10 ) با ندارد . ( 11 ) با ، گ ، مل : نهضت فرمود .