ذكر احوال ممالك فارس بعد از وفات حضرت صاحبقرانى انار اللّه برهانه « 1 »
چون خبر وفات حضرت امير بزرگ صاحبقران - انار اللّه برهانه - به ممالك فارس رسيد امير زاده پير محمّد بن امير عمر شيخ - طاب ثراهما « 2 » - امير لطف اللّه بن بابا تيمور بن آق بوقا و امير جلبانشاه « 3 » برلاس و ديگر اركان دولت و اعيان حضرت خود را حاضر گردانيده در باب صلاح حال مملكت و امور ملكى استشارت نمودند . « 4 » هر كس را آنچه به خاطر مىآمد « 5 » بر طبق عرض نهاد « 6 » . عاقبت امير زاده پير محمّد به هر جهتى كه مىگفتند موجب فسادى كه در ضمن آن مترتّب « 7 » بود به طريقهء معقول در خاطر امرا نشاند و گفت « صلاح ما در آن است كه خطبه و سكه به القاب مبارك سلطنت شعارى شاهرخى - خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - مزيّن گردانيم و خود را مخصوص آن حضرت دانيم مجموع را اين سخن پسنديده افتاد . بر اين قرار داده « 8 » يك جهت و يك دل شدند . بعد از آن محمّد سربدار و تيمور ملك را به دار العباده يزد فرستاد و عبد اللّه بروانجى را نامزد ابرقوه گردانيد و به جهت داروغهء يزد عبد الرحمن ايلچيكداى « 9 » و داروغهء ابرقوه سلطان محمود خلعتهاى فاخر و كمر و شمشير و احكام استمالت نبشته « 10 » ، ايشان را به دار الملك شيراز طلب فرمود .
چون احكام بديشان رسيد به سمع و طاعة « 11 » قبول كرده كليد دروازها و اختيار خزاين و دفاتر ديوانى را به تمام و كمال تسليم فرستادگان امير زاده پير محمّد نمودند و خود با يراق « 12 » و پيشكش متوجّه شيراز شدند . چون برسيدند امير زاده پير محمّد ايشان را تربيت
هامش
( 1 ) جملهء دعائيه را با ندارد .
( 2 ) جملهء دعائيه را مو ندارد .
( 3 ) با : طلبانشاه . گ : حلبانشاه . مو : جهانشاه .
( 4 ) مل : نمود .
( 5 ) گ : مىآيد .
( 6 ) با : مىنهاد .
( 7 ) با : مرتّب .
( 8 ) گ ، مل ندارند .
( 9 ) اساس خوانده نشد .
( 10 ) با : احكام بديشان رسيده و استمالت نبشته .
( 11 ) با ، گ ، مل : سمعا و طاعة .
( 12 ) اساس : يراغ .