تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩

ذكر غضب فرمودن حضرت صاحبقرانى كرت ثانى بر امير زاده پير محمّد و سبب آن « 1 »

بعد از آنكه حضرت صاحبقرانى - انار اللّه برهانه - از فتح هندوستان مراجعت فرمود و عازم بلاد روم و شام « 2 » شد ، امير زاده رستم را با امير سونجك بهادر به طرف فارس فرستاد و مقرّر فرمود كه به امير زاده پير محمّد ملحق شوند « 3 » و به اتّفاق ضبط خوزستان [ و لرستان نمايند . چون به شيراز رسيدند امير زاده پير محمّد و امير حسين جاندار به اتّفاق ايشان متوجه خوزستان ] « 4 » شدند . چون به ييلاق كودان رسيدند ، اميرزاده پير محمّد را عارضه‌اى دست داد كه موجب تخلّف شد و بدان واسطه به طرف شيراز معاودت نمود . امير حسن جاندار و امير زاده رستم متوجه خوزستان شدند . چون بدانجا رسيدند ، بعضى را به لطف و برخى را به عنف ، آن ولايت « 5 » تمام در حوزه اطاعت و انقياد آوردند . بعد از آن حكم بندگى حضرت صاحبقرانى برسيد كه امير زاده رستم و امير زاده حسن جاندار به جانب فارس روند و باقى لشكرها به اردوى همايون ملحق شوند . بر موجب حكم « 6 » امير زاده رستم متوجّه فارس شد و امير زاده پير محمّد در آن يورش از ايشان تخلّف نموده بود . جماعتى كه بادئ آن حركت شده « 7 » بودند از وهم « 8 » خود تهمت بغى و ياغيگرى بر امير زاده پير محمّد اطلاق كرده ، به اتّفاق امير سعيد برلاس ، امير زاده پير محمّد را به بالاى « 9 » قلعه دولت برده باز داشتند و عرضه داشتى چنان كه موافق مصلحت ايشان بود نبشته به حضرت اردو « 10 » فرستادند . چون حضرت امير صاحبقران بر مضمون آن وقوف يافت امير اللّه داد را به تعجيل
هامش
( 1 ) با : صاحبقرانى بار دوم . ( 2 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 3 ) اساس : شدند . ( 4 ) اين عبارات را با ندارد . ( 5 ) گ ، مل : ولايت را . ( 6 ) اساس ندارد . ( 7 ) با : كرده بودند . ( 8 ) با : از آن هم . ( 9 ) با : پاى . ( 10 ) با ، گ ندارند . مل : حضرت صاحبقرانى .