تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
سواران كه به طلب او آمده بودند برده كيفيّت باز گفتند . فتنه فرو نشست و آشوب از ميان برخاست . « 1 » شاهزادگان رعايا را به جان امان داده سر آن بدبخت را با فتحنامه به اردوى همايون فرستادند . امير زاده پير محمّد بن جهانگير به طرف قندهار ، و امير زاده پير محمّد بن عمر شيخ به طرف شيراز روانه شدند و حضرت صاحبقرانى امير زاده محمّد « 2 » سلطان و خدايداد حسينى را به ضبط مملكت خوزستان « 3 » فرستاد . « 4 » امير زاده پير محمّد در شيراز صدر « 5 » نام نوكر نيك امير زاده عمر شيخ را « 6 » كه حالا پيش امير زاده پير محمّد راه نيابت داشت به قتل آورد . و امير سونجك و دولت خواجه به اتّفاق عرضه داشتى به اردو نبشتند و از امير زاده پير محمّد شكايتى چند كرد كه مال مملكت را به هرزه تلف مىكند . بعضى راست و بعضى دروغ . چون آن عرضه داشت به اردو رسيد حضرت امير صاحبقران به احضار [ امير پير محمّد و امير سونجك و امير دولت خواجه مثال فرمود و مقرّر كرد كه امير زاده محمّد سلطان از خوزستان به ضبط فارس و هرموز برود . و ] « 7 » امير زاده پير محمّد بر موجب فرمان متوجه اردوى اعلا گشته به سمرقند بدان حضرت رسيد . حضرت صاحبقرانى چند روزى او را مخاطب « 8 » ساخته بىمقدار مىداشت . چون تفحّص نمود امير سونجك را گناهكار ساخته به جزاى آن جريمه مقرّر فرمود كه با تومان خود به جانب هند و سنه رود و قلاع آن طرف فتح گرداند . و دولت خواجه به سبب قدمت خدمت ، خون او ببخشيد امّا گوش و بينى و يك دست او را « 9 » ببريدند و هر چه جمع كرده بود با ديوان گرفتند . باز خاطر مبارك به امير زاده پير محمّد خوش كرده در شهور سنهء تسع و [ تسعين و ] « 10 » سبعماية كه حضرت سلطنت شعارى شاهرخى - خلّد اللّه ملكه و سلطانه - را به حكومت خراسان و مازندران و سجستان مقرّر فرمود ، امير زاده پير محمّد را نيز به
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : برخواست . ( 2 ) با : پيرمحمّد . ( 3 ) اساس : خورسان . ( 4 ) با ندارد . ( 5 ) با ندارد . ( 6 ) فقط در مل . ( 7 ) اين عبارت را با ، گ ، مل ندارند . ( 8 ) با : محافظت . ( 9 ) اساس ندارد . ( 10 ) با ندارد .
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 317 | عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو ) / صادق سجادى