تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

ذكر شاه منصور و قضايايى كه در آن ايّام واقع شد

شاه منصور در اوايل شهور سنهء احدى و تسعين و سبعماية از شيراز به عزم استخلاص ابرقوه و انتزاع آن ناحيت از تصرّف اتباع شاه يحيى متوجّه شد . چون به ظاهر ابرقوه رسيد ، مصراع :
بىآنكه كند تيغ لب زير به بالا
محمّد قورجى شهر ابرقوه تسليم كرد و حاجى زنگى در سپردن قلعه تعلّلى « 1 » مىنمود « 2 » و آن را به رخصت و اجازهء شاه يحيى موقوف و موعود مىداشت . چون توقّف در سپردن قلعه زيادت مىشد ، شاه منصور عنان عزيمت به جانب يزد معطوف گردانيد « 3 » و در مرحلهء آب شور كتاب « 4 » شاه يحيى به حاجى زنگى در سپردن قلعهء ابرقوه برسيد . شاه منصور مراجعت نموده باز به ابرقوه آمد « 5 » و شهر ابرقوه را به امير ابراهيم شاه واديانى و قلعه را به مهتر حسين فتح كه از معتمدان مخصوص او بود سپرده به جانب اصفهان روانه شد . اهالى اصفهان در آن سال با سلطان زين العابدين طريقهء يك جهتى پيش گرفتند و به امداد و معاضدت او قيام نمودند و شاه منصور مزروعات شتوى و غلّات ايشان را خورانيد و تلف كرد و چون از توقّف ظاهر اصفهان در آن سال تصوّر فتحى نمىكرد باز عنان عزيمت به جانب ابرقوه معطوف داشت . در آنجا چند روز به عيش گذرانيد . در اين حال خبر « 6 » رسيد كه كوكى « 7 » نوكر عنبر « 8 » كه از امراى سلطان احمد بن سلطان اويس بود از جانب بغداد به طرف شوشتر آمده است . و امير سلغر شاه هلال « 9 » كه از قبل شاه منصور حاكم شوشتر و حويزه بود مجال مقاومت نداشته مملكت « 10 » بديشان گذاشته . شاه منصور
هامش
( 1 ) با : تعلّل . ( 2 ) گ ، مل ، با : مىفرمود . ( 3 ) با ، گ ، مل : مىگردانيد . ( 4 ) گ ، مل : كتابت . ( 5 ) مل : رسيد . ( 6 ) مل ندارد . ( 7 ) با خوانده نشد . اساس : كوتى . گ : كويى . مو : كوبلى . ( 8 ) با ، گ ، اساس بىنقطه . مل ندارد . ( 9 ) گ بىنقطه . مل : بلال . ( 10 ) گ ، مل ندارند .