مرحل ، فوجى از رؤس لشكر « 1 » اصفهان به معسكر سلطان زين العابدين ملحق مىشدند . و پهلوان مهذّب « 2 » خود هم در حوالى شيراز با يكهزار و پانصد سوار آراسته از در كوه « 3 » به لشكر سلطان زين العابدين رسيده بود و به نوازش اختصاص يافته . و از امرا زادگان اصفهان پسر امير ابراهيم شاه و پسر امير ارغون كحمندى « 4 » و پسر امير پير على و امير قرامان و پير سلطان يك يك به تدريج پيش سلطان زين العابدين آمدند . به مرتبهاى رسيد كه شاه يحيى از پيوستن ايشان به مخالفان متورّع و متوهّم شد ، از ظاهر اصفهان خيمهء اقامت بركنده پناه به شهر برد و يك روز « 5 » جهت جنگ مقرّر كردند كه ايشان از شهر بيرون آيند و اينها از بيرون پيش روند و جنگ كنند .
روز مقرّر سلطان زين العابدين بفرمود تا بهادران لشكر جامهء جنگ و سلاح در پوشيدند و بر مراكب باد رفتار آتش كردار « 6 » سوار كشتند . پهلوان مهذّب و امير عبد الكريم و امير همام الدّين تبريزى « 7 » و امير فيروز بخت [ و امير بيك موسى جاندار در جوانغار لشكر شيراز ، و پهلوان طالب و امير شاه كيقبادى و فيروز بخت ] « 8 » اصفهانشاهى و امير تنكرى « 9 » برمش « 10 » و خواجه شاهين « 11 » در برانغار و امير مظفر الدّين سلغر و نوى « 12 » نوكران و جماعت خراسانيان با سلطان زين العابدين در قول ، و از جانب اصفهان در برانغار سلطان ابو يزيد « 13 » و امير غياث الدّين شول و امير ابراهيم شاه و امير پير على عادلشاه ؛ و در جوانغار پهلوان محمّد زين الدّين و پهلوان خطاب آقا و خضر شاه اختاجى « 14 » و ماكو « 15 » شاه ، و در قول شاه يحيى و سلطان عبدل و زنگى عبدل و سلطان جهانگير و سلطان محمّد و عبدل زنگى و محمّد قورجى در مقابل يكديگر بايستادند . از بامداد تا نماز پيشين از هيچ جانب قدم پيش ننهادند . امّا تير در ميانه كبوتروار سفارتى « 16 » مىكرد و رسالتى به جاى مىآورد . بعد از نماز پيشين از هر دو طرف در حركت آمدند و بر
هامش
( 1 ) اساس ندارد .
( 2 ) گ : مذهب .
( 3 ) اساس خوانده نشد . مل : دو كوه .
( 4 ) اساس : كجمندى .
( 5 ) با ، گ ، مل : روزى .
( 6 ) اساس ، با : سرعت .
( 7 ) گ ، مل ندارند .
( 8 ) با ندارد .
( 9 ) با : هنكرى . اساس ، گ بدون نقطه . مل : مكرى .
( 10 ) با ، گ ، مل : برميش .
( 11 ) با ، گ ، مل : شاهى .
( 12 ) مل ندارد .
( 13 ) اساس : ابو يزيد .
( 14 ) همه نسخهها : حساحى .
( 15 ) مل : ماكر .
( 16 ) اساس ، با خوانده نشد .